پر بحث ترین
روایت رسول‌زاده از روند مهندسی انتخابات هیئت رئیسه شورای شهر کاشان
رئیس پیشین شورای شهر کاشان در نطق پیش از دستور خود گفت: این که عده‌ای با هر نام و نشان و با حداقل ...
عیادت آیت الله یثربی از مقام معظم رهبری
آیت الله یثربی با حضور در بیمارستان محل بستری رهبر انقلاب از ایشان عیادت کردند .
مسابقه مرگ در مرنجاب: 2 کشته و 3 زخمی + تصاویر
اصابت ماشین جیپ به پژو پارس در جاده مرنجاب دو کشته و سه زخمی بر جا گذاشت. یکی از این حریم‌های خیلی ...
هنر شهرستانی
 پیمان گرامی
تشكل جديد حاميان احمدي نژاد در كاشان
گفته مي شود كه به تازگي نيروهاي حامي احمدي نژاد در تشكل جديدي گرد هم آمده اند. اين افراد پس از شكست ...
انتشار نشريات مخالف دولت در دانشگاه كاشان
در اواخر اردیبهشت ماه دو نشریه دانشجویی «چشم» و «رهیاب» در دانشگاه دولتی کاشان خبر ساز شدند.
  • نظرسنجی

اگر در انتخابات مجلس در حوزه کاشان و آران وبیدگل شرکت خواهید کرد ترجیحا به کدام نامزد رأی خواهید داد؟

نامزد کاشانی - 47.2%
نامزد غیرکاشانی - 14.1%
تفاوتی ندارد - 38.7%

كل آرا: 566
اين نظرسنجي به پايان رسيده است on: 19 فوریه 2016 - 00:00

گزارش یک جشن: تیرگان در قالهَر

رای دادن به این مورد
(2 آرا)

 عباس حلواچی نشلجی

کاشان آنلاین: در پس فراز و فرودهای روزگار و گذشت اعصار و قرون متمادی شاید کمی تعجب برانگیز باشد که بخواهیم سخن از برگزاری آیینی کهن در عصر تکنولوژی و روزمرگی بکنیم.

برگزاری آیین تیرگان در روستای قالهر (qal har) از توابع شهرستان دلیجان موضوع تعجب برانگیز و تامّل برانگیز پژوهش ما در این مجال است.

 روستای قالهر (qal har) در ۳۳ درجه و ۵۳ دقیقه عرض شمالی و ۵۰ درجه و ۵۹ دقیقه طول شرقی در ارتفاع ۲۳۳۰ متری از سطح دریا قرار گرفته است. (تاریخ و فرهنگ دلیجان، صفری، ص۹۲) حسن بن محمّد بن حسن قمی در کتاب تاریخ قم از قلعه ای منسوب به ابی الحسین بن ابی سهل در نزدیکی قالهر سخن می راند و در این باره چنین می نویسد:

«قلعه ای که در قدیم آن را... [در متن نسخه سفید است] خوانده اند و اکنون منسوبست به ابی الحسین بن ابی سهل و این قلعه بنزدیک قالهرست (اصل قالاهر) و قلعه بلند و حصین و محکم است و گویند که: درین قلعه زیاده بر صد خانه از سنگ تراشیده اند و میان آن قلعه و راه آن قلعه، حاجزی و مانعی بوده است و آن چنان بوده که مقابل درِ آن قلعه مناره ای بنا کرده اند از سنگ و بِنردبان بر آنجا رفته اند و از سر آن مناره بدان قلعه نردبانی نهاده اند و از آنجا بقلعه رفته اند و بران گذر کرده.

و حسین بن ابی سهل در این قلعه بوده است و آن را پناهگاه خود ساخته.  چون وفات کرده است ابواسحاق ابراهیم بن محمّد قمی حاجب، زن او عایشه را خواسته و بر آن قلعه مالک شده» (تاریخ قم، قمی، ص۱۰۵)

جدا از دیگر منابع متاخر که در مورد آنها بحث و گفتگو خواهیم کرد می توان در کتاب تاریخ کاشان ضرّابی و قم نامه مدرّسی طباطبایی نوشته هایی را از مورخان و جغرافی دانان دو قرن اخیر در مورد روستای قالهر مشاهده نمود.

همچنین مجیدی و همکارانش نیز در سال ۱۳۵۳ برخی از واژگان زبان راجی قالهر را ضبط و ثبت نموده‌اند. (گویش‌های پیرامون کاشان و محلات، محمدرضا مجیدی، ص۴۰)

قالهری ها مردمی خوش مشرب و خوش چهره هستند. کاملسکویی (kam leskuie) نام بازی معروف مردم این روستای تاریخی است. جدا از مجالس عروسی قالهر که زبانزد خاص و عام است روغن حیوانی قالهر هنوز دارای شهرت فراوانی است.

پَلنگ آرو (palang aru)

پَلنگ آرون یا پلنگ آروم (palang arum) نام همان جایی در قالهر است که ما را در تیرماه به سمت خود کشانده است. بنا بر سنتی دیرینه مردم روستای قالهر در تیرماه که به قول خودشان وقت رسیدن توت است به پَلنگ آرون برای زیارت مرضیه خاتون می روند. در میان مردم روستاهای منطقه اردهال، قالهری ها از جمله روستاهای پُشت گدار به شمار می روند. در روستاهای پُشت گدار به دلیل ارتفاع قابل توجه، هوا کمی سردتر است و بدین واسطه تیرماه وقت رسیدن توت در قالهر است.

زیارتگاه پَلنگ آرون در بیرون از روستا و در میان درّه ای پرآب و سرسبز قرار گرفته است. در ورودی درّه منتهی به زیارتگاه تخت سنگی قرار دارد که روی آن نقشی شبیه به پای انسان حک شده است. دو حفره نیز روی این تخته سنگ وجود دارد. بنا به گفته اهالی آن جای پا، جای پای مرضیه خاتون و آن دو حفره جای عصا و جای پای شتر امامزاده هستند. چند متر بالاتر و در سینه کِش کوه، سنگی بزرگ قرار دارد که بنا به باور اهالی آن تخته سنگ بزرگ نماد شتر امامزاده است. چند متر که بالاتر برویم نزدیک پنهانگاه امامزده در سینه کوه چشمه کوچک آبی وجود دارد. زنان روستا در کنار این چشمه نماز می خوانند و حاجت می طلبند. مردم روستا از آب این چشمه که به صورت قطره چکان از دل کوه بیرون می تراود برای شفا و تبرّک استفاده می کنند. دیدن ظرف های آبی که برای پر کردن آب مقدس پای کَمر کِش کوه قرار داده شده است نشان از اهمیت و جایگاه ویژه منطقه پَلنگ آرون در میان مردم روستای قالهر است.

درخت کاج مقدسی هم در کنار این چشمه وجود دارد که به بندهای حاجت و تسبیح مزیّن شده است. بالاتر از چشمه و درخت مقدس محل پنهان شدن امامزاده است. غار یا شکافی کوچک در دل کوه که امامزاده بدان پناه جسته است. اهالی در این جا شمع روشن می کنند و نماز می خوانند و طلب حاجت می نمایند.

نقل قولهای متفاوتی در میان اهالی روستای قالهر در مورد پَلنگ آرون و شخصیت مرضیه خاتون وجود دارد.

پیرمردی به نام ناصر مرتضایی قالهری تعریف می کند که چهار مرتبه مرضیه خاتون را در خواب دیده است. او می گوید:

«من این دختر ۱۴ یا ۱۵ ساله را با چادر مشکی در خواب دیده اما با هم حرفی نزده ایم.»

پیرمرد می گوید نقل شده که وقتی امام رضا (ع) به ایران آمد فامیل ایشان نیز به همراه حضرت به ایران آمدند و مرضیه خاتون هم در بین آنها بوده است.

اما آقای غلامرضا شیخی نقل می کند که:

«مرضیه خاتون از دست پلنگ به کوه پناه برده است و هنوز جای پای پلنگی که به امامزاده حمله کرده روی سنگی در ورودی درّه پَلنگ آرون وجود دارد."

شخص دیگری می گوید که:

«مرضیه خاتون از دست لعنتی ها به کوه زده و به کوه گفته:

«یا کوه منو دریاب»

و کوه او را پناه داده است.»

روز زیارتی پَلنگ آرون امسال هیجده تیرماه برگزار شد. شب پیش از مراسم خانواده شیخی برای پختن آش حلیم نذری به پَلنگ آرون می روند تا برای صبح روز بعد آش برای پذیرایی از مردم آماده باشد. آش حلیم مراسم پَلنگ آرون سابقه چندان زیادی ندارد و مربوط به خوابی است که مادر خانواده شیخی از مرضیه خاتون دیده و از آن روز به بعد نذر کرده که در تیرماه در پَلنگ آرون آش نذری بپزد. صبح اول وقت آش حلیم آماده شده و کم کم مردم برای خوردن آش به پَلنگ آرون می آیند. در میان مردمی که به سمت پَلنگ آرون می روند مردم غیر بومی نیز حضور دارند. تکلّم زبان راجی در بین برخی از آنها نشان می داد که از اهالی دلیجان هستند و خودشان نیز به این نکته اذعان داشتند.

سایه درخت های بید مامن مناسبی برای استراحت و پذیرایی مهمانان امامزاده است. کمی بالاتر از محل اسکان مهمان ها‌، در دل کوه حفره ای وجود دارد که مردم برای گرفتن حاجت به داخل آن سنگ پرتاب می کنند.

تعداد سنگ های پرتاب شده بستگی به حاجت های حاجت خواهان دارد. قالهری ها معتقدند «اگر سنگ داخل سوراخ بَند شود آدم حاجت روا می شود». آب و دار و درخت های پَلنگ آرون وقف حمام روستا است. مردم معتقدند کسی نباید چیزی از پَلنگ آرون همراه خود ببرد و گرنه بد می بیند و در این باره نقل قول هایی را برای ما تعریف می کنند. مردم می گویند حتی چوب درخت ها هم باید اینجا سوزانده شوند. بواسطه آنکه در پَلنگ آرون نقاط مختلفی مقدس و قابل احترام است هر کس در گوشه ای به راز و نیاز و استغاثه مشغول است.

اما اکنون لازم است برای درک  هر چه بیشتر این آیین و نشانه ها و نمادهای دینی و تاریخی آن به روایت های جغرافی دانان و مورخان گذشته سری بزنیم.

مقدسی (قرن چهارم) در کتاب اَحسن اَلتّقاسیم فی اَلمعرفة اَلاقالیم در این باره چنین می نویسد:

«در حومه کاشان کوهی هست که آب مانند عرق از آن می چکد ولی جریان نمی یابد و چون هر سال از روز تیر از ماه تیر باشد مردم در آنجا گرد آیند و ظرفها بیاورند پس هر دارنده ظرف با یک دَستَک به کوه کوبیده می گوید: "برای فلان کار، از آب خود به ما بیاشامان"، پس هر یک به اندازه نیاز بر می گیرد.» (احسن التقاسیم فی المعرفة الاقالیم، مقدسی، ص۵۹۳)

با دیدن تصویر ظرف هایی که زیر شکاف کوه برای جمع شدن تراوشات آب قرار داده شده است، پس از هزار سال هنوز روایت مقدسی برای من تازه و نُو است.همچنین مفضل بن سعد مافروخی اصفهانی در کتاب محاسن اصفهان در مورد این آیین در روستای قالهر چنین می نویسد:

«و بقریة قالهر من ناحیة ازدهار من قاشان  علی عشرة فراسخ من آبروز جبل یرشّح احد جانبیه الماء کرشح البدن فی العرق لا یسیل منه شی ء، و لا یسقط الی القرار،و یجتمع هناک کلّ سنة من الرّساتیق بتلک النواحی روز تیر من ماه تیر قوم مع کل واحد منم آنیة فیدنو الواحد بعد الواحد الیه، و یقرعه بفهر فی یده قائلا،بالفارسیة یا بیذدخت اسقنی من مائک فانّی اریده لمعالجة علّة کیت و کیت فیجتمع الرّشح من المواضع المتفرقة الی مکان واحد فیسیل قطرا فی آنیة المستسقی و کذلک الذی الی جنبه،ثم من یلیه فتمتلی تلک الاوانی،و یستشفون بمیاهها طول السنة فیشفون».

ترجمه: «در روستای قالهر از ناحیه اردهار کاشان ده فرسخ از ابروز کوهی هست که از یک نیمه آن، مانند عرق از تن آب می چکد و آن آب هیچ قرار نمی گیرد و روان نیز نمی شود. هر سال روز تیر از ماه تیر روستائیان آن نواحی در آنجا گرد می آیند و یکی پس از دیگری نزدیک آن کوه می روند و با سنگی که در دست دارند به کوه می زنند و به فارسی می گویند: "ای بیدخت پاره ای ز این آب مرا ارزانی دار برای درمان فلان رنج که دارم" در همان ساعت تراوشات آب از مواضع متفرقه در یک مکان جمع می گردد و روان می شود و تمام ظروف را یکایک پشت سر هم پُر می کنند و از آن برای درمان هر دردی در طول سال استعمال می کنند و شفا می یابند». (محاسن اصفهان، مافروخی، ص۶۵)

روایت مافروخی شبیه همان رفتاری است که اکنون نیز در پلنگ آرون می بینیم. ظرف هایی که زیر شکاف کوه قرار داده شده تا پر از آب شوند و برای شفا و تبرّک استفاده گردند. تصویر زنانی که در انتظار پُر شدن ظرف های آب مقدّس هستند روایت مقدسی و مافروخی را به خوبی تفهیم می کند.

تیرگان یکی از کهنترین جشن های سالیانه مردم ایران در گذشته بوده است. مورخان و جغرافی دانان قدیم برای برگزاری جشن تیرگان دلایلی و شواهد تاریخی و اسطوره ای چندی را قایل شده اند. ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه جانفشانی آرش کمان گیر در پرتاب تیر برای تقسیم مرزهای ایران و توران را از دلایل برگزاری جشن تیرگان می داند. (آثارالباقیه، ایوریحان بیرونی، ص۳۳۴)

همچنین حسن بن محمّد بن حسن قمی در کتاب تاریخ قم نقل قولی دیگر دارد. او می نویسد:

«اندس: ایضا کیخسرو بنا کرده است و سبب آن بود که روزی او بصید (به صید) بیرون آمد و بکوه «اندس» رسید، دابّه(شکار) او بِرَمید. اصحاب خود را گفت که: دابّه من برمید، برین کوه بروید و تفحّص کنید و بجویید. اصحاب متفرّق شدند و دابّه را طلب می کردند. پس درین میانه در موضعی که آنجا بود و آن را «سوذره» گفتندی، یعنی بزبان عجم سه راه دیوی را دیدند. بر او ظفر یافتند و به پیش کیخسرو آوردند. کیخسرو آن را در آن موضع بکشت. پس آذینها بستند و برکتها نشستند. چنانچ رسم و عادت ایشان بود، در اوقاتی که بر دشمن ظفر می یافتند جامِهای سفید بپوشند. کیخسرو در خلوتخانه ای که از برای عبادت و طاعت، جهت او ساخته بودند، بنشست و حقّ سبحانه و تعالی را پرستش کرد و گفت و چون از آنجا فارغ شد، خدمتکاران را گفت: چه دارید؟ یعنی از برده با شما چیست؟ گفتند قوم و مردم دیلم. کیخسرو گفت: از بهر ایشان اینجا بنایی نهید و آن را «مه اندیش» نام کنید. و این سخن در وقت رمیدن دابّه او اشتقاق کرده اند و از آنجا گرفته اند. و از حق سبحانه و تعالی درخواست کرد که آن آب را مبارک و میمون و بسیار گرداند، بدین عبارت که: «سودیمنه» باد این آب افر همه جهان را، و آن روز تیر، روز تیر از ماه تیر بود، و از آن روز باز رسم و عادت شده است که بدان آب و دیگر چشمِها، درین روز غسل کنند.» (تاریخ قم، قمی، ص۱۱۷)

اما شاید مهمترین دلیل برگزاری این دست آیین ها، اعتقادات و باورداشت های دینی کهن ایرانیان در طول زمان بوده که باعث به وجود آمدن گاهشماری و برگزاری آیین ها و جشن های سالیانه شده است. بر اساس گاهشماری اوستایی سیزدهمین روز از ماه «تیر» نام دارد. ایرانیان هنگامی که نام روز و نام ماه یکی می شد جشن می گرفتند و بر این اساس سیزدهمین روز از تیر ماه «تیر روز» بود و جشن تیرگان در این روز برگزار می شد. تیر نام دیگر «تیشتَر» ستاره باران است. هشتمین یَشت از کتاب اوستا مربوط به ستایش این ایزد است. در کتاب اوستا در مورد تیشتَر چنین آمده است:

«تِشتَر، ستاره رایومَندِ فَرّه مَند را می ستایم که تخمه آب در اوست، آن توانایِ بزرگِ نیرومندِ تیزبینِ بلند پایه زِبَر دَست را، آن بزرگواری را که از نیکنامی می آید و نژادش از اَپام نَپات است.» (اوستا، تیر یَشت، دوستخواه، ص۳۳۰)

اما آنچه در این بین بسیار مهم است جایگاه ویژه آب در جشن تیرگان است. در روایت های تاریخی و شواهد میدانی که از برگزاری جشن تیرگان قالهر نیز در دست داریم اهمیت و جایگاه والای این عنصر بخوبی نمایان است. از میان ایزدان کهن ایرانی تیشتَر به همراه آناهیتا ایزد بانوی آبها و بُرزایزد ارتباط بسیار زیادی با این عنصر دارند چنانچه گاها در طول زمان جایگاه آنها با یکدیگر عوض شده و نقش یکی کم رنگ و نقش دیگری پر رنگ شده است. اگر چه صراحتا نمی توانیم نیایشگاه پَلنگ آرون را منسوب به یکی از دو ایزد «تیشتَر – تیر» و یا «ناهید-آناهیتا» بدانیم اما بخوبی از جایگاه باوری آنها در میان ایرانیان در گذشته های بسیار دور و از ارتباط آنها با عنصر آب بخوبی آگاهیم. دلیل عدم این صراحت نیز تغییر جایگاه های ارزشی و شباهت نقش این دو ایزد در نظام باوری ایرانیان است. این نیایشگاه ها با ادیان باروری مرتبط بوده و تمام عناصر مورد نظر در این ادیان را در بخوبی در خود حفظ کرده است.

لازم است اکنون کمی به بررسی نمادها و نشانه های این نیایشگاه کهن بپردازیم.

پیشتر از جای پا امامزاده و جای عصا و جای پای شتر امامزاده سخن گفتیم. در برزُک کاشان و در کنار کوه شید (seid) دو جای پای انسان و جای سوراخ هایی که به نظر می رسد جای عصاست وجود دارد. مردم اعتقاد دارند این اثر جای پای امامزاده سراج الدّین است که وقتی از مکانی که به نام مزرعه لالالون که کمی بالاتر از تپه قرار دارد عبور می کرده است، جای پاها و عصایش در این مکان برجامانده است. (برزک نگین کوهستان، زهرا جهانی، ص۶۹)

در قتلگاه حضرت سلطان علی بن امام محمّد باقر(ع) در دربند ازناوه نیز جای پایی منسوب به امامزاده وجود دارد. در قدمگاه مرتضی علی(ع)روستای نَشَلج نیز به باور اهالی جای سُم اسب حضرت(دُلدُل) وجود داشته است. در روبروی سنگی که جای پای مرضیه خاتون وجود دارد تخته سنگی بزرگی قرار دارد که بنا به باور اهالی شتر امامزاده است. در روستای علوی در نزدیکی مشهد اردهال کوهی وجود دارد که مردم معتقدند بعضی تخته سنگ های آن شترهای زرّین کفش قاتل امامزاده هستند که به سنگ تبدیل شده اند.

چشمه مقدس و درخت مقدس نیز از فراگیرترین عناصر این نیایشگاه ها هستند. در روستای کِه (keh) از توابع نیاسر از بخش کوهدشت زیارتگاهی به نام دخترون بِکر وجود دارد که در آن درخت انجیر مقدسی وجود دارد که مردم بدان دخیل می بندند. اگر چه درخت مقدس پَلنگ آرون عمر زیادی ندارد اما نشانگر تعمیم پذیری اماکن مقدس از عناصر مقدس دیگر اماکن مقدس است.

اما داستان غیب شدن و پناهنده شدن به کوه نیز داستان فراگیر این نیایشگاه های کهن است. از نیایشگاه پیرهریشت در اردکان یزد تا زیارتگاه داد عروس در روستای نَشَلج تا زیارت بی بی شهربانو و زیارتگاه دخترون بِکر در روستای کِه (keh) این موضوعی بخوبی مشخص و نمودار است.

غار، دخمه و سنگ از مهمترین اجزای این نیایشگاه های باستانی هستند که گاه به شکل محراب درآمده و مراسم مذهبی در داخل آنها انجام می پذیرفته است. داستان سنگ انداختن و حاجت خواستن در پَلنگ آرون نیز با داستان سنگ انداختن در زیارتگاه سی جون (se jun)در روستای وارانِ جاسب از توابع نراق و قدمگاه مرتضی علی(ع) در روستای نَشَلج نزدیک و مشابه  است. از مهمترین وجوه شاخصه این زیارتگاه زنانه بودن آن است. دخترکی چهارده تا پانزده ساله که یادآور سن آرمانی آناهیتا در متون کهن دینی ایرانیان است.

می دانیم که این گفتار پایان سخن بر آیین «تیرگان در قالهَر» نیست اما شامل اطلاعات جامع پژوهشی و تاریخی در مورد برگزاری این آیین است که می تواند دیگر پژوهندگان را به سر منزل مقصود برساند و بر آگاهی های ما از آیین ها و باورداشت های کهن ایرانیان بیفزاید.

 

منابع

آثار الباقیه، ابوریحان بیرونی، ترجمه اکبر دانا سرشت، انتشارات امیرکبیر۱۳۸۹.

اَحسن اَلتقاسیم فی المعرفة اَلاقالیم، ابوعبداله محمّد بن احمد مقدسی، ترجمه دکتر علینقی منزوی، شرکت مولفان و مترجمان ایران، چاپ کاویان،۱۳۶۱.

اوستا، کهن ترین سروده ها و متن ها، گزارش جلیل دوستخواه، انتشارات مروارید، ۱۳۸۸.

برزُک نگین کوهستان، زهرا جهانی برزکی، انتشارات مرنجاب،۱۳۸۵.

تاریخ قم، حسن بن محمّد بن حسن قمی، تصحیح دارالتحقیق آستانه مقدّسه قم، انتشارات زائر،۱۳۸۸.

تاریخ و فرهنگ دلیجان، حسین صفری دلیجانی، نشر بلخ، ۱۳۸۲.

گویشهای پیرامون کاشان و محلّات، محمدرضا مجیدی، انتشارات فرهنگستان زبان ایران،۱۳۵۴.

محاسن اصفهان، مافروخی، تحقیق عارف احمد عبدالغنی، چاپ دمشق.

 

کانال خبری کاشان آنلاین را در تلگرام با آدرس زیر دنبال کنید:

https://telegram.me/kashanonlinechannel

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

مکتب
what's up

                              ثبت نام در خبرنامه

گالری تصویر و چند رسانه ای

آمار بازدید

امروز214
دیروز689
این هفته1530
این ماه17087
جمع کل638647

آی پی شما 54.204.252.37
Unknown ? Unknown