پر بحث ترین
روایت رسول‌زاده از روند مهندسی انتخابات هیئت رئیسه شورای شهر کاشان
رئیس پیشین شورای شهر کاشان در نطق پیش از دستور خود گفت: این که عده‌ای با هر نام و نشان و با حداقل ...
عیادت آیت الله یثربی از مقام معظم رهبری
آیت الله یثربی با حضور در بیمارستان محل بستری رهبر انقلاب از ایشان عیادت کردند .
كاشان آنلاين چرا؟
 علی فلاحیان
وظیفه اورژانس اجتماعی چیست؟
به گزارش کاشان آنلاین، با توجه به آغاز به کار اورژانس اجتماعی در کاشان، متن زیر به بررسی وظایف این ...
هنر شهرستانی
 پیمان گرامی
مسابقه مرگ در مرنجاب: 2 کشته و 3 زخمی + تصاویر
اصابت ماشین جیپ به پژو پارس در جاده مرنجاب دو کشته و سه زخمی بر جا گذاشت. یکی از این حریم‌های خیلی ...
تشكل جديد حاميان احمدي نژاد در كاشان
گفته مي شود كه به تازگي نيروهاي حامي احمدي نژاد در تشكل جديدي گرد هم آمده اند. اين افراد پس از شكست ...
  • نظرسنجی

اگر در انتخابات مجلس در حوزه کاشان و آران وبیدگل شرکت خواهید کرد ترجیحا به کدام نامزد رأی خواهید داد؟

نامزد کاشانی - 47.2%
نامزد غیرکاشانی - 14.1%
تفاوتی ندارد - 38.7%

كل آرا: 566
اين نظرسنجي به پايان رسيده است on: 19 فوریه 2016 - 00:00

اندر احوالات یک آینه شکسته؛ نگاهی به رمان "سندروم زندگی نامعتبر" نوشته میثم خیرخواه

رای دادن به این مورد
(1 رای)

حمزه خوشبخت

کاشان آنلاین: حرف آخر را همین اول بگویم. میثم خیرخواه آینه‌دار خوبی است. هم خوب و دقیق می‌بیند و هم می‌داند آینه‌اش را رو به چه بگیرد. این را با خواندن مجموعه داستان "شاخه های عزیز انار بن" (نشر ثالث) هم می‌شود متوجه بود. حالا اگر از علاقه خودم بخواهم هم بگویم مخصوصن داستان "در همان فرصت کوتاه با زمینه موسیقی ملایم" که نمی‌شود فراموشش کرد.

حالا "سندروم زندگی نامعتبر" را نوشته. رضای پارسی ای را نوشته که «دیروز پیامک بانک روز تولدم را تبریک گفت فقط پیامک بانک» و این چه شروع خوبی ست برای تشریح یک انسان. انسانی که دور از ما هم نیست. «روزهای زمستان وقتی از پله‌های مترو بالا می‌آید زیپ بالا پوشش را تا زیر گلو بالا می‌کشد و دست‌هایش را در جیبش فرو می‌برد تا از کوران باد در دالان ورودی مترو در امان باشد». و دقیقن آنچه باعث می‌شود "سندروم زندگی نامعتبر" را اگر نه یک نفس، در دو سه نفس بخوانیم همین رضای پارسی زنده‌ی در داستان است. و می‌شود دید. می‌گویم دیدن چرا که این روزها پر است از داستان‌هایی که فقط می‌گویند حال آنکه می‌گفتند داستان یعنی نشان دادن انسان. همین کاری که میثم می‌کند.

با همه‌ی این وجودها یک نقطه‌یی انگار مغفول مانده. راوی می‌نویسد:

«برای من شهرم محلی برای فرار از دلزدگی دوره‌ای از پایتخت است. جایی که می‌توانم با سفر ذهنی یا سفر واقعی به آن پناه ببرم. مثل مادری ابدی است که می‌توانم هر وقت خواستم خودم را در آغوشش بیندازم و آرام بگیرم. رابطه‌ی من با شهرم مثل رابطه‌ی دو دوست صمیمی است که بعد از سالها دوری با یکدیگر مواجه می‌شوند. نه می‌توانم مثل قبل با او صمیمی باشم و نه می‌توانم مثل غریبه‌ها باهاش روبرو شوم. برایم آرامش چیزی شناخته شده را دارد. چیزی که به آن مسلطم و می‌شناسمش. اگر چه هر بار چیزهای بیشتری برای جلب توجه و غافلگیر کردن من دارد. مثل نسخه بدل‌های شیک‌پوشی که در خیابان‌هاش می‌بینم و انگار کولاژی از چیزهای نامربوط باشند. بوت‌های زنانه زیر چادرهای مشکی، آرایش‌های غلیظی که مردد میان نمایش و مخفی شدن‌اند، یا ساختمان‌هایی که متظاهرانه سعی می‌کنند ظاهری مدرن داشته باشند».

تمام این توصیف‌ها و حرف‌ها راستی مربوط به کجاست؟ بعدها می‌فهمیم منظور راوی کاشان است. اما اگر یزد بود فی‌المثل، یا خرم آباد باز هم فرقی می‌کرد؟ متاسفانه نه. یعنی به جای کاشان اسم هر شهری را می‌شود گذاشت. به جای خیابان بهار تهران اگر مثلن شوش بود یا راه آهن چه اتفاقی می‌افتاد؟ در فصل پایانی رشت هم اضافه می‌شود اما اگر آمل هم بود آنچنان تفاوتی نمی‌کرد.

می‌خواهم بگویم مکان‌ها با هم تفاوت دارند و نویسنده که انسان را قرار است آینه‌گی کند انتظار می‌رود به آن تفاوت‌ها توجه کند. در کتاب "حرفه: داستان نویس" جلد دوم نشر چشمه نمی‌دانم از کدام منتقد خوانده بودم که زگیل شخصیت هایتان را پیدا کنید. مکان‌های "سندروم زندگی نامعتبر" زگیل ندارد. از بازار کاشان به گونه‌ای صحبت می‌شود انگار بازار بندرعباس است. در حالی که بازار کاشان خودش یک المان خاص است اما وقتی پرداخت نشود بی روح رها می‌شود.

جای خالی یک چیز دیگر هم حس می‌شود. و آن حال داستان است. نویسنده در پرداخت زمان گذشته موفق‌تر از حال است.

می‌نویسد:

«از وقتی مردم از هر فرصتی برای فریاد زدن و شعار دادن استفاده می‌کنند. کنترل بیشتر شده. غروب موقع آمدن دیدمشان که داشتند برای جشن آماده می‌شدند: با همه‌ی ماشین‌ها، افسران و سربازانشان»

ما این چنین حرفی را در جای دیگر داستان هم می‌خوانیم و نمی‌دانیم در کدام همین سالها می‌گوید؟ می‌دانیم که بعد از انقلاب است بعد از جنگ هم هست. ولی کدام یک از همین سال‌ها.

حرف اولم را تکرار می‌کنم میثم خیرخواه آینه دار خوبی ست. هم خوب و دقیق می‌بیند و هم می‌داند رو به چه چیزی بگیرد. حتا اگر آینه‌یی شکسته دستش گرفته باشد.

 

سندروم زندگی نامعتبر میثم خیرخواه را انتشارات هیلا پاییز 1395 منتشر کرده است.

 

 

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

مکتب
what's up

                              ثبت نام در خبرنامه

گالری تصویر و چند رسانه ای

آمار بازدید

امروز329
دیروز444
این هفته2382
این ماه9498
جمع کل822104

آی پی شما 54.234.0.2
Unknown ? Unknown