پر بحث ترین
روایت رسول‌زاده از روند مهندسی انتخابات هیئت رئیسه شورای شهر کاشان
رئیس پیشین شورای شهر کاشان در نطق پیش از دستور خود گفت: این که عده‌ای با هر نام و نشان و با حداقل ...
كاشان آنلاين چرا؟
 علی فلاحیان
عیادت آیت الله یثربی از مقام معظم رهبری
آیت الله یثربی با حضور در بیمارستان محل بستری رهبر انقلاب از ایشان عیادت کردند .
هنر شهرستانی
 پیمان گرامی
مسابقه مرگ در مرنجاب: 2 کشته و 3 زخمی + تصاویر
اصابت ماشین جیپ به پژو پارس در جاده مرنجاب دو کشته و سه زخمی بر جا گذاشت. یکی از این حریم‌های خیلی ...
تشكل جديد حاميان احمدي نژاد در كاشان
گفته مي شود كه به تازگي نيروهاي حامي احمدي نژاد در تشكل جديدي گرد هم آمده اند. اين افراد پس از شكست ...
انتشار نشريات مخالف دولت در دانشگاه كاشان
در اواخر اردیبهشت ماه دو نشریه دانشجویی «چشم» و «رهیاب» در دانشگاه دولتی کاشان خبر ساز شدند.
  • نظرسنجی

اگر در انتخابات مجلس در حوزه کاشان و آران وبیدگل شرکت خواهید کرد ترجیحا به کدام نامزد رأی خواهید داد؟

نامزد کاشانی - 47.2%
نامزد غیرکاشانی - 14.1%
تفاوتی ندارد - 38.7%

كل آرا: 566
اين نظرسنجي به پايان رسيده است on: 19 فوریه 2016 - 00:00

نیم نگاهی به نمایش مرده ماهی‌ها؛ داستان آدمک‌های فرهنگی

رای دادن به این مورد
(4 آرا)

محمدرضا حیدری

کاشان آنلاین: نمایش مرده ماهی ها کاری ازعباس جمالی و گروه تئاتر مشق درسرزمین آرزوهای تئاتر کاشان (خانه تئاتر) درحال اجراست و شب گذشته به لطف درخواست فرزندم بعد از مدت ها برای ساعتی به تماشای یک اثر فاخر هنری نشستم.

خیلی قصد ندارم پز روشنفکری بدهم و بگویم که چقدر زیبا بود! این جای کار عالی بود آن جای کارحرف خوبی زد و بهمان جای کار حرف بدی زد و از این دست حرفها... ولی باید اعتراف کنم این نمایش مرا با تئاتر آشتی داد. آزرده بودم از آن جهت که هنرمندان تئاتر کاشان خود را در بند حمایت های این و آن کرده بودند و در سوگ تن بیمار و نحیفی به نام تئاتر کاشان نشسته بودند بی آن که حرکتی یا تکانی بسان لرزش یک تکه برگ خشکیده داشته باشند....و این گونه شد که جوانی مستعد و فرهیخته در شبی بارانی با کاری پسادراماتیک و آوانگارد مرا به دیدن نمایش هایش شیفته کرد.

برای شروع نوشتار بد نیست نیم نگاهی به داستان هملت شکسپیرداشته باشیم:

"داستان این نمایش نامه از آنجا آغاز می‌شود که هملت شاهزاده دانمارک از سفر آلمان به قصر خود در هلسینبورگ دانمارک بازمی‌گردد تا در مراسم خاک سپاری پدرش شرکت کند. پدرش به گونه مرموزی به قتل رسیده‌است. کسی از چندوچون قتل شاه آگاه نیست. در همان حین هملت درمی‌یابد که مادر و عمویش باهم پیمان زناشویی بسته و هم بستر شده‌اند. وسوسه‌ها و تردیدهای هملت هنگامی آغاز می‌شود که روح شاه مقتول بر او نمودار می‌گردد. روح بازگو می‌کند که چگونه به دست برادر خود به قتل رسیده‌است و از هملت می‌خواهد انتقام این قتل مخوف و ناجوانمردانه را بازستاند. هملت در این اثنا اشتباهاً پدر معشوقه‌اش اوفلیا را به قتل می‌رساند، که پشت پرده مشغول جاسوسی بود و هملت اشتباهاً او را کلادیوس پنداشته بود. اوفلیا از مرگ پدرش مجنون می‌گردد و خود را در رودخانه‌ای غرق می‌کند. سرانجام پس از درگیری با لیرتیز، برادر اوفلیا که به خونخواهی خواهر و پدرش برخاسته بود، هملت انتقام پدر را از عمو می‌گیرد و در پایان نمایش هر دو آنها، به همراه گرترود و برادر اوفلیا کشته می‌شوند." (برگرفته ازسایت ویکی پدیا)

اما "مرده ماهی ها"ی جمالی با دستاویز قراردادن نمایشنامه "هملت" و نیم نگاهی بسیار ناچیز و اندک به نمایش "یک ماهی مرده" اثر محمد چرمشیر، مرده ماهی هائی را در فضای یک تیمارستان در دانمارک، همچون آدمک هایی به خدمت می گیرد تا نشان دهد جنگ ها بیش از آن که زاده پادشاهان جور و زور باشد زاده اجازه پدران و مادران ناآگاهی است که خود فرزندان شان را به مسلخ می فرستند. تقابلی که در فرازهایی از نمایش اشاره ای گذارا دارد به زمان های بعد و بعدتر از خود، آنجا که جنگ ها زائیده جور حاکمان بودند و هستند و جوانان یکه به مسلخ فرستاده می شدند بی آن که خود بخواهند به واسطه بریدن محبت پدر و مادر و پیوند آن با احساسات گره خورده با تقدس! پدران مقدسی که رستگاری تجویزمی کنند اما خود همچون شاه آخر نمایش آدمک هایی هستند در دست صاحبان قدرت برتر و چه بسا این توالی همچنان ادامه داشته باشد کسی چه می داند؟! و چه بد می شود اگر این اشتباه آگاهانه باشد! چه بد می شود!

در نمایش جمالی همه گناهکارند! همه در فشارند و همه آدمک هستند در دست دیگران! چه پدران و مادرانی که با دامن های هوس آلود فرزند می آورند بی آن که به آنچه می زایند فکر کنند! فرزندان خود را یزرگ می کنند و به جنگ می فرستند بی آن که خود بدانند چرا؟ و تن های بی جان فرزندان خود را پس گرفته به خاک می سپارند بی آنکه با خود بگویند من با خود و اویم چه کرده ام؟! و چه زیبا عباس جمالی این درون و برون ذهن آدم ها را، قدیم و جدید اعمال آدم ها را بسان پرونده ای داغ روبروی ذهن تو می گشاید تا پرنده خیال این دوگانه ی گاه لطیف و گاه مشمئزکننده را به نظاره بنشیند! پدران داغدار، مادران مجنون و فرزندان از جهان رخت بربسته همه نشان از سرنوشت تلخ و محتوم جنگ جنگ سالاران برای زیردستان است. شاید تجویز عباس جمالی برای رسیدن به عشق ها آنقدر بی پروا باشد که در حصارکردن اوفلیا توسط پدرش ناجوانمردانه! دراین زمان یکی از دیگری فرار می کند و در آن زمان یکی با طنابی از جنس تعصب بسته و اسیر شده تا نرسد به وصال یار و چه زیبا تمثیل می شود نیاز اوفلیا به هملت و سیراب نشدنش با میل به دیوانگی جاودان!غرق شدن در دریای بیکران...

...خیلی ها اعتقاد دارند آثار نمایشی باید تماشاگران خود را با داستانی از ابتدا تا انتها با خود کشانده وهمچون بالارفتن از دامنه کوه با گره ای ذهن او را درگیر کرده و به اوج برساند، گاهی او را در اوج رها کند تا خود به مطلب برسد و گاهی هم کسانی بوده اند که در لحظاتی تماشاچی خود را رها کرده اند تا خود بسازد آنچه که باید!

اما مرده ماهی های جمالی تماشاگر خود را درگیر خود می کند حتی اگر داستان را نفهمد و چیزی هم سر درنیاورد به لطف فضاهای ایجادشده و حرکات تند و سریع و لحظات ناب نه فرصت می یابد به اوجی برسد و نه فرصت دارد به لحظه ای تفکر!

عروسک های بی اراده ای که در دنیای اراده ها از خود اراده ای ندارند و پدر مقدس خودهم مرید است هم مراد و چه سرد است آنجا که دانستی او خود در خدمت اراده دیگری فرمان می راند. آنچه می ماند خلسه ای است ناشی از احساس آکنده از لذت، بیم و هراس و شگفتی و نفرت!

مرده ماهی ها داستان آدمک های فرهنگی است. همان قدر آدمک هستند که به روشنی دریافته ایم در دست دیگرانند و همان قدر این آدمکها  فرهنگی اند، از آن جهت که بی آن که خود بدانند در خدمت کارگردان زیرک نمایش بسان سربازان چوبین مسلک به پادشاه نمایش خدمت می کنند که می تواند هنرمند خود نیز در این بین آدمک دیگری باشد و این زیبائی آثارهنری ناب است.

در تئاتر پسادراماتيک و آوانگارد هنرمندان به دنبال همين فرا رفتن از داستان و درام اند. فراتر از ساختار دراماتیک با تمامی اجزاء و عناصرش، با این دید می شود حتی ویولون و ساکسیفون هم زد بی آن که به مناسبت آن با فضا و مکان، درستی یا نادرستی آن فکر کرد، اما آنچه مسلم است با تمام این عجایب صد البته درست هنری دراین دست نمایش ها، هنرمندان آن تأثيرات حسي جديدي را هم جستجو مي کنند که براي رسيدن به آن تأثيرات راهکارها و شيوه هاي جديدي را هم جايگزين داستان می سازند، مثل روند يک آيين و يا يک تجربه اجرايي بيرون از فضاي آشناي تئاتر! هيچ يک از آثار آوانگارد جهان در حوزه زبان آنقدر آنارشيستي نبوده اند که تئاتر را از ماهيت تهي کنند و با اندکي توضيح صحنه نوشته اي بی هويت را به عنوان نمايشنامه معرفي کند. نمایش عباس جمالی خود را از این بند و این بیم رهانیده و به ارائه پیام نزدیک ساخته است و این مزیت نمایش مرده ماهی هاست. زیبا، ناب و دوست داشتنی!

توصیه می کنم تماشای این نمایش را از دست ندهید.

 

*دانشجوی دکترای مدیریت فرهنگی

 

کانال خبری کاشان آنلاین را در تلگرام با آدرس زیر دنبال کنید:

https://telegram.me/kashanonlinechannel

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

مکتب
what's up

                              ثبت نام در خبرنامه

گالری تصویر و چند رسانه ای

آمار بازدید

امروز553
دیروز684
این هفته553
این ماه14077
جمع کل776470

آی پی شما 54.80.236.48
Unknown ? Unknown