پر بحث ترین
روایت رسول‌زاده از روند مهندسی انتخابات هیئت رئیسه شورای شهر کاشان
رئیس پیشین شورای شهر کاشان در نطق پیش از دستور خود گفت: این که عده‌ای با هر نام و نشان و با حداقل ...
عیادت آیت الله یثربی از مقام معظم رهبری
آیت الله یثربی با حضور در بیمارستان محل بستری رهبر انقلاب از ایشان عیادت کردند .
مسابقه مرگ در مرنجاب: 2 کشته و 3 زخمی + تصاویر
اصابت ماشین جیپ به پژو پارس در جاده مرنجاب دو کشته و سه زخمی بر جا گذاشت. یکی از این حریم‌های خیلی ...
هنر شهرستانی
 پیمان گرامی
تشكل جديد حاميان احمدي نژاد در كاشان
گفته مي شود كه به تازگي نيروهاي حامي احمدي نژاد در تشكل جديدي گرد هم آمده اند. اين افراد پس از شكست ...
انتشار نشريات مخالف دولت در دانشگاه كاشان
در اواخر اردیبهشت ماه دو نشریه دانشجویی «چشم» و «رهیاب» در دانشگاه دولتی کاشان خبر ساز شدند.
  • نظرسنجی

اگر در انتخابات مجلس در حوزه کاشان و آران وبیدگل شرکت خواهید کرد ترجیحا به کدام نامزد رأی خواهید داد؟

نامزد کاشانی - 47.2%
نامزد غیرکاشانی - 14.1%
تفاوتی ندارد - 38.7%

كل آرا: 566
اين نظرسنجي به پايان رسيده است on: 19 فوریه 2016 - 00:00
پنج شنبه, 28 بهمن 1395 18:13

مرده ماهی‌ها نتیجه اتصال صادقانه انگیزه‌ها و انرژی‌ها بود

رای دادن به این مورد
(0 آرا)

گفت‌وگو با عباس جمالی

کاشان آنلاین: مهدی سلطانی راد / از تولید به مصرف؛ این شاید یکی از تعاریف پایان کارگاه و وورک شاپ بازیگری تئاتر با تدریس عباس جمالی در کاشان باشد. کارگاهی 9 ماهه که با حضور حدود 50 هنرجو از فروردین شروع و آخرش به اجرای مرده ماهی ها در بهمن 95 ختم شد.گویی هنرجوها برای امتحان پایان ترم شان باید امتحان می دادند. با هر متر و معیاری نمایش مرده ماهی ها را باید نقطه عطفی در تئاتر کاشان بدانیم. عباس جمالی که چند سالی است برای خودش در تهران و عرصه بازیگری تئاتر نامی دست و پا کرده هفته های بسیاری از امسال را درمسیر تهران - کاشان در رفت و آمد بود تا به قول خودش نسل جدیدی برای تئاتر کاشان بسازد و حالا شاید می توان گفت که او تا حد زیادی به هدفش رسیده است. ساعتی قبل از اجرای مرده ماهی ها در سیزدهمین شب به روی صحنه رفتنش، در گوشه یی از محل نشستن تماشاگران عباس جمالی را به گفتگویی از قبل هماهنگ نشده فراخواندم که او با مناعت طبع و خوشرویی دعوتم برای پاسخ به پرسش هایی که شاید در ذهن بسیاری از تماشاگران مرده ماهی ها دست و پا می زد پذیرفت و ماحصل این گفتگو چیزی شد که در ادامه می خوانید ..

 

ایده ی مرده ماهی ها از کجا آمد؟

من سالها بود که می خواستم به اصطلاح یک کاری با نمایش هملت انجام بدهم. بعد از این که این وورک شاپ شروع شد تقریبأ از اوایل آن تصمیمم را گرفتم که هملت را با بچه ها اجرا کنم. وورک شاپ 9 ماه طول کشید و دو بخش بود. یک بخش اولیه اش که سه ماه بود و صرف آماده سازی بچه ها شد و دقیقأ بعد سه ماه همه اش تمرین این کار بود. ولی مرده ماهی ها کاملأ به شکل کارگاهی نوشته شد. یعنی حین وورک شاپ و تمرینات ولای کلاس ها من از همان اوایل قصد داشتم که روی هملت کار کنم. نوشتنش واقعأ در این 9 ماه ادامه داشت، یعنی در شکل کارگاهی این جوری نیست که تو متن واحدی را از اول بنویسی و بعد بیایی و تمرین کنی، نه .. در سیر کار کارگاه، متن هم با اتودها و با لحظات کارگاه نوشته می شود.

 

در همان شروع به نوشتن متن، ایده ی آن را با کسی هم در میان گذاشتی؟

ایده ی نمایش را بیشتر با خود بچه های کارگاه و وورک شاپ مطرح کردم. یعنی با خودشان. چون در شیوه کارگاهی اینجوری است که ایده ی خلاقیت از خود هنرجو و از خود بازیگر شروع می شود و این چیزی نیست جز قوه ی مشورت کارگردان و نویسنده در شیوه کارگاهی با بازیگرها و عوامل.

 

ارزیابی تو از چیزی که ابتدا از مرده ماهی ها نوشتی، با چیزی که اجرا شد چگونه است؟ منظورم تفاوت متن اولیه با چیزی است که بر روی صحنه از آب درآمد؛

ببینید، در شیوه کارگاهی و به عنوان کارگردان و گرداننده ی کار همیشه باید ذهنت صفر باشد. یعنی خیلی چیزها را از پیش برای خودت تعیین نکنی، به دلیل اینکه در شیوه کارگاهی در هر صورت قرار است خیلی از اتفاقات  بر اثر تمرین و گام به گام رخ بدهد. ولی خدا را شکر با انرژی یی که بچه ها گذاشتند می خواهم بگویم که این برای ما و برای پروژه هایی از این دست در کاشان به واقع گام اول است. در مورد اجرا هم، با انرژی یی که عوامل بازیگر و پشت صحنه گذاشتند تا حدود زیادی به خیلی از چیزهایی که می خواستیم رسیدیم.

 

این که با توجه به سختی و پرکشش بودن مرده ماهی ها تنها تعداد محدودی از بازیگرهای این نمایش باتجربه بودند برای تو سخت نبود؟ منظورم چربش تازه واردها بر باتجربه هاست.

ببینید، واقعیت این است که من در این شیوه، مخصوصأ که از صفر تا صد آن 9 ماه طول کشید و می دانستم که کار سختی هم هست و تمرین مداوم می خواهد نمی توانستم با بازیگرهایی که وقتشان خالی نیست کار کنم. من هدف دیگرم این بود که نسل تازه یی را به تئاتر کاشان اضافه کنم. این دو سه نفر بازیگری هم که در نمایش هستند و سابقه دارند واقعأ به اندازه بچه های نوپا انرژی گذاشتند، ینی اینجوری نبود که بخواهند تافته جدابافته باشند. در این شیوه و در هنر کلأ درستش این استکه خیلی روی خودت حساب باز نکنی و به خودت بقبولانی که برای هر کاری باید از صفر شروع کنی. باید بگویی که نه، من هیچی نمی دانم و قرار است از صفر برای این کار خودم راآماده کنم و گام جدیدی بردارم. در این پروژه هم من از اول به بچه ها گفتم نیازمند همچین برخوردی هستیم. حالا بخش عمده یی از بچه ها که تازه کارند و آن اتفاقات خداروشکر افتاد و همین دو سه تایی هم که باتجربه های کار بودنداصطلاحأ خودشان را صفر کردند و همراه پروژه شدند.

 

کیفیت بازیگران تازه کار مرده ماهی ها، تو را به رویش نسل جدید تئاتر کاشان امیدوار می کند؟

بسیار، بسیار. من به این ها امیدوارم، و امیدوارم که همه به آن ها کمک کنیم. من خب به دلیل شرایط کاری ام دوباره از کاشان خواهم رفت ولی برنامه هایی برای گروه خواهم گذاشت که از کار دور نشوند. ولی واقعیت این است که از خانه تئاتر کاشان گرفته تا بقیه تئاتری های شهر باید بپذیریم که برای تئاتر کاشان نسل جدیدی دارد می آید. اول این که پذیرش شان کنیم و دوم این که این اعتماد کاذب را در خودمان از بین ببریم و قبول کنیم که چیزهایی در اینها هست. بدون هیچ تواضع و فروتنی این اتفاق یعنی مرده ماهی ها برای خودمن یک آموزش بود. برای اینکه ما اگر این پنداشت را به عنوان آرتیست و هنرمند داشته باشیم که ما و عده یی دیگر آگاهیم بر همه چیز، این روزی است که ما فاسد می شویم. قبول کنیم که این نسل بعد از این کار پر از ایده های نو خواهد شد اگر ما به آنها پرو بال بدهیم.

 

به نظر شخصی من مرده ماهی ها به مثابه یک آکادمی برای تئاتر کاشان بود؛ خودت در این زمینه چه نظری داری؟

والا این که نظر لطفت تو است؛ ولی واقعیت این است که من از روز اولی که برای مرده ماهی ها بالأخره همه وقتم را گذاشتم نظرم این بود که یک تئاتر واقعی و درست را کار کنیم. نمی شود با تمرینات کم و یا خیلی کم، به خصوص پروژه هایی مثل مرده ماهی ها را جلو برد. مجبوری برایش وقت زیادی بگذاری. آن هم با برنامه ریزی و شیوه آکادمیک. این نظر لطف تو است ولی حقیقتش این است که در مورد مرده ماهی ها سعی کردیم که برخوردها آکادمیک و کارگاهی و تجربی باشد و آدمها در این کارگاه رشد کنند.

 

انتخاب آن سن و صحنه خاص برای مرده ماهی ها از کجا آمد؟

ببینید، واقعیت این است که ما در این شهر سالنی پیدا نکردیم که بتوانیم چیزهایی که در ذهن من و گروه بود را پیاده کنیم. اینقدر انرژی بچه ها به خصوص پشت صحنه خوب بود که این بحث ساختن اینجا را مدیون انرژی بچه های خوب پشت صحنه مان بودیم که انصافأ حرفه یی کار کردند. ما توانستیم با انرژی خود بچه ها چه بازیگر و چه پشت صحنه همه سالن را بسازیم. روزی که خانه تئاتر کاشان از من دعوت کرد که بیایم و اینجا را ببینم از همان روز اول گفتم که ما مرده ماهی ها را اینجا اجرا می کنیم. برای اینکه واقعأ فضای خوبی دارد. ولی خب مشکلاتی هم داشتیم.

 

چه چیزی مشکلات عدیده و بعضأ تدارکاتی و پیرامونی مرده ماهی ها را حل کرد؟

ببین، اینها همه نتیجه همگرایی و اتصال انرژی هاست. یعنی وقتی انرژی ها صادقانه به هم پیوند بخورد تو می توانی خیلی کارها بکنی. ما باید این نگاه از بالا به پایین را نسبت به نسل بعد خودمان برداریم. به آن ها اعتماد کنیم. وقتی اعتماد کنیم، وقتی تو را و صداقتت را قبول می کنند و به صداقتت ایمان می آورند، سالن که هیچی هر کاری باشد انجام می دهند. من با این گروه مطمئنم که غمی ندارم. بالأخره این سالن و سقف و تجهیزات موقتی بابد برداشته شود ولی هیچ غمی ندارم چون انرژی خوبی از آنها سراغ دارم که می توانیم مثلأ برای کار بعدی باز هم سالن بسازیم.

 

آیا مقطعی هم در حین کار پیش می آمد که احساس ناامیدی به تو دست بدهد و بخواهی همان وسط کار همه چیز را رها کنی؟

واقعیتش این است که بله، نمی توانم دروغ بگویم که ناامیدی بوجود نمی آمد، ولی من همیشه به بچه ها می گویم آدم وقتی به بن بست می خورد یعنی داردبه جلو می رود. وقتی هم همه چیز هم خوب باشد یعنی تو داری جلو می روی و ناخداگاه همانجایی که هستی می ایستی. ولی وقتی جلو می روی و جلویت سختی وجود دارد باید سختی را با پوست و گوشتت حس کنی تا موفق شوی. ما در مرده ماهی ها به بن بست زیاد خوردیم ولی واقعأ می گویم که همگرایی و انرژی بچه ها و خواست و ایمان آنها به کاری که دارند می کنندباعث می شد ناامیدی ها و بن بست ها را پشت سر بگذارند. من در روز افتتاحیه اجرای مرده ماهی ها هم گفتم که من با 50 تا رؤیا و رؤیاهایی که این بچه ها در ذهن داشتند و بخشی از آن به واقعیت پیوست کار کردم و بی گمان آن رؤیاهاست که همیشه به هنرمند کمک می کند.

 

خاطره شیرین یا نکته خاص خوشایند و ماندگار هم از مرده ماهی ها در ذهنت مانده؟

باورت نمی شود ولی مرده ماهی ها خاطره شیرین زیاد داشت. یکی از شیرینی هایش این بود که تماشاگران زیادی به دلیل انرژی یی که بچه های روی صحنه می گذاشتند راضی از سالن بیرون می رفتند. ما در کنار تماشاگر عامی و علاقمند به تئاتر تماشاگر و مهمان خارجی هم داشتیم که واکنش ها و برخوردهای شان در مورد نمایش برایم جالب بوده. یکی از شب های اجرا وقتی یکی از همسایه های اینجا که یک خانم مسن 60 و اندی ساله بود و آمد و در سالن نشست من به بچه ها گفتم اگر این خانم وسط نمایش خواست از سالن بیرون برود راهنمایی اش کنید تا نظم سالن و نمایش به هم نخورد ولی واقعیت این است که آن خانم مسن بر خلاف تصور ما تا آخر نمایش نشست و در پایان آمد و بابت تلاش عوامل تشکر کرد.

 

آن اوایل چه ذهنیتی درباره واکنش مردم کاشان به مرده ماهی ها با توجه به سطح سلیقه شان از تئاتر داشتی؟

ببینید، قرار نیست که ما در هنر و به ویژه تئاتر و نمایش همیشه همسو با مخاطب باشیم. چیزی که از اول در مورد اجرای مرده ماهی ها به بچه ها گفتم این بود که باید یک ساعت و نیم، یک نمایش دیدنی برای مردم اجرا کنیم و یک ساعت و نیم مخاطب را با خودمان همراه کنیم.حالا در وهله دوم ما قرار است با ذهن مخاطب دیالوگ برقرار کنیم. قرار نیست همراه ذهن مخاطب باشیم. قرار است که پنداشت او را از تئاتر در این شهر به زعم خودمان کمی تغییر بدهیم. بالأخره در این فاصله هفت، هشتن ساله یی که گذشته متأسفانه تئاترهایی که برخورد جدی تری با تماشاگر داشته باشد و ذهن مخاطب را درگیر کند نداشته ایم. ببینید من به نظرم اگر این جریان مستمر باشد می شود کارهایی کرد. ما داریم در شهری زندگی می کنیم که طبفه ی شهری بزرگی دارد. طبقه شهری یعنی در خانواده اش دانشجو دارد. یعنی با رسانه های امروز آشناست. پس آماده است برای اینکه مخاطب تئاتر باشد. ما در شهری زندگی می کنیم که طبقه ی سرمایه دار توانمند زیادی در آن زندگی می کنند و آنها هم همینطور علاقمند به تئاتر هستند. خیلی از کاشانی هایی که من بخش زیادی از آن ها را نمی شناسم وقتی من در تهران اجراهایم به پایان می رسد می آیند جلو و می گویند من از کاشان می آیم و بچه کاشانم، یعنی چی؟ یعنی واقعأ مخاطب تئاتر در کاشان وجود دارد ولی چون این جریان تئاتر جدی در کاشان مستمر نبوده سالن ها از تماشاگری که به دنبال تئاتر پرسشگرانه باشد خالی شده. ما داریم تلاش می کنیم که این مخاطب را برگردانیم به تئاتر و بخشی از مخاطب را زنده کنیم. سخت است و ممارست می خواهد. ولی معتقدم که کاشان می تواند تبدیل بشود به شهری که مخاطب جدی تئاتر و هنرهای تجسمی و موسیقی داشته باشد. ما باید به عنوان هنرمند همیشه در چالش با سلیقه مخاطب باشیم. ما اگر همراه و تضمین کننده سلیقه مخاطب باشیم فرقی نداریم با رسانه هایی مانند تلویزیون و رادیو که سطح شان از تئاتر پایین تر است. آن ها کارشان تأمین سلیقه های مرسوم است ولی وقتی تماشاگر به دیدن تئاتر می آید ما باید به سلیقه او ضربه وارد کنیم و ذهنش را چکش کاری کنیم. یکی از خاطراتی که دارم این بود که یکی از مخاطبان نمایش مرده ماهی ها در زیر پست های مجازی این نمایش مدام درباره فلان بخش و فلان قسمت نمایش سئوال طرح می کردکه این قضیه برای بچه های نمایش ما ابهام برنگیز شده بود که این شخص مثلأ چرا اینقدر سؤال دارد و بهمان.. اما این به نظرم خوب است چون ما همین را می خواستیم. ما می خواستیم با مرده ماهی ها در ذهن مخاطب سئوال ایجاد کنیم و ذهنش را درگیر کارمان بکنیم.

 

اگر به 9 ماه پیش برگردیم باز هم به سراغ نوشتن برداشتت از هملت و مرده ماهی ها می روی؟

قطعأ همین کار را خواهم کرد به دلیل اینکه شاید درست نباشد بگویم اما من همین یکی دو روز اخیر یک پروژه سینمایی را با 17 روز کاری برای بازی رد کردم. خیلی هم خوشحالم که با روی باز و حال خوش آن پیشنهاد را رد کردم چون به این کاری که الأن توی کاشان دارم خیلی علاقمندم و دوستش دارم. خیلی برایم محترم است و یک تحول کاری در کارهای خودم هم هست و این چیزی نیست که بگویم من لطفی کردم. نه، واقعأ این کار در زندگی حرفه یی خودم یک تحول می دانم.

 

کدام شخصیت و کاراکتر مرده ماهی ها را بیشتر دوست داری؟

انصافأ در مرده ماهی هاهمه دارند صد انرژی خود را می گذارند و از همه راضی ام. اما خب بالأخره یک سری کاراکترهای ویژه تری هم وجود دارند در هر نمایشی، ولی در کل همان طور که گفتم بچه ها دارند صد انرژی یعنی تا آخرین اپسیلون توان خود را می گذارند. چند شب پیش که یکی از اجراهای مان به پایان رسید، در پشت صحنه ها دیدم که همه خسته و اصطلاحأ له بودند، سریع گفتم برای فردا تعطیل می کنیم تا انرژی ها برگردد چون تئاتر کاری است که مثل بازی می ماند و بازیگر باید توان داشته باشد. من بعضی وقتها در مرده ماهی ها می دیدم که همه دارند انرژی می گذارند، حتی آن موتورسوار که دیرتر به ما اضافه شد چون عقیده دارم هر کس می آید داخل صحنه بدون تمرین نمی تواند بیآید.

 

آیا برای آینده برنامه یی هم برای تئاتر کاشان و کار با گروه مرده ماهی ها داری؟

یک ایده ی دیگری دارم که آن هم سالن بزرگی می خواهد و نمی توانیم در سالن کوچک اجرا کنیم.ایده بعدی برای خودم ایده بدی نیست ولی باید روی آن کار کنم. سال آینده باید دو سه تا کار در تهران انجام بدهم. نمی دانم کی برسم ولی تمام سعی خودم را می کنم که سال دیگر و به امید خدا یک کار دیگر با بچه های مرده ماهی ها انجام بدم.

 

ارزیابی ات درباره شباهت مرده ماهی ها با نمایش خاطرات یک جامه دار دکتر رفیعی که در آن هم بازی کردی از بعد فراخ و گسترده بودن صحنه اجرا چگونه است؟

ببینید، کارکردن با آقای رفیعی واقعأ برای من کلاس بود. برای اینکه آقای رفیعی به نظرم الأن بزرگترین کارگردان تئاتر از لحاظ ایده های نو در طراحی صحنه هستند. کار آقای رفیعی در طراحی صحنه درخشان است و کاری که می کند واقعأ آموزنده است . کار کردن با ایشان برای من آموزنده و افتخار بود.اما برای این کار واقعأ از روز اول خواستم کاری بکنم که در کاشان تجربی و ویژه باشد و همه اینها مسیر شد چون انرژی خوبی همراهم بود. نمی خواستم در قاب صحنه بچه ها را محدود کنم. چون قاب صحنه هایی که در کاشان داشتیم واقعأ کفاف این جنس اجرا را نمی داد.در کل در تئاتر وقتی هر جا اجرا می کنی فرقی ندارد که فضای باز خیابان است یا سن تئاتر. هر جایی که اجرا می کنی باید ببینی آن فضا چه امکاناتی به تو می دهد. من سعی کردم با گروهم از تمام امکانات این فضا استفاده کنم و حتی از شرایط ناامن و غیر آکوستیک بودن سالن هم استفاده کردم. در شبی که موقع اجرای مرده ماهی ها باران آمد اصطلاحأ یکی از بهترین اجراها را رفتیم و از صدای طبیعی بارانی که می آمد در بیرون سالن استفاده کردیم. در آن شب تماشاگران همان طور که اکثرشان در پیج ها نوشتند شب ویژه یی شد به دلیل اینکه باران با اجرای ما همراه شد و این همراهی لذت بخش بود.

 

ایده ی استفاده از ماسه بادی برای کف صحنه از کجا آمد؟

ما در برنامه ریزی اول مان که اجرا در سالن ارشاد بود دیدیم که خیلی از بچه ها آسیب می دیدند، بعد که آمدیم به اینجا یعنی خانه تئاتر دیدیم سطح این جا آسفالت است. من آن موقع مشغول نوشتن متن بودم و دیدم که وقتی پای ماهی و ساحل و این جور قصه ها وسط است کف صحنه را ماسه بادی بریزیم و تست کنیم. تست کردیم و دیدیم خیلی خوب جواب می دهد و این شد بخشی از صحنه. دلیل استفاده از ماسه بادی یکی بحث آسیب دیدن بچه ها بود و دومی دانمارک و مرده ماهی ها و ساحل دانمارک و ..

 

برای موسیقی کار چه معیارهایی مدنظر داشتی؟

من در مورد مرده ماهی ها شانسی که آوردم این بود که واقعأ گروه خوبی کنار هم داشتم. حقیقتش این که من درباره موسیقی کار خیلی ناامید شده بودم و آخرش گفتم خودم باید نوع موسیقی را انتخاب کنم. ولی خوشبختانه آدم ها یکی یکی پیدا شدند. خب دانیال گنجی را از قدیم می شناختم ولی با علی رضا عامری و نیما رسولیان هم علی رغم آشنایی کار نکرده بودم. به همین دلیل آمدند و شروع کردند به اتود زدن. مثل بچه های بازیگر آنها هم به شکل کارگاهی رفتند جلو. در سازبندی نمایش در ذهنم بود که یک ترومپت باشد چون در ناخداگاهم صدای یک ترومپت را از این کار می شنیدم. بعد ویولون آمد و بعد گیتار. آنها را هم به خاطر فضاسازی هایی که ایجاد می کند می خواستم باشد و در نهایت ترومپت آمد و نیما هم که طراحی های موسیقی را انجام می داد.

 

ژانر و کارگردان مورد علاقه عباس جمالی در سینما کدامند؟

واقعیت این است که من بیشتر آثار هنری یی را دوست دارم که جستجوگر باشند. بیشتر آثار هنری یی دوست دارم که داخلش آرتسیت ها و هنرمندان تجربه های جذابی رو می کنند و هنر را یک گام می برند به جلو. ولی در کنار آن بخشی از سینمایی که حالا اسمش را می گذاریم سینمای بدنه را هم واقعأ دوست دارم. در بین کارگردان های مؤلف خارجی هانکه رامی پسندم و در بین ایرانی ها هم سینمای مرحوم کیارستمی و تقوایی و بالاخره آقای فرهادی هم که جای خودش را دارد و در نگارش فیلمنامه آن قدر دقیق و درست و آموزنده می نویسد را هم دوست دارم. همه این ها به زعم خودشان به من چیزی یاد دادند و از سینمای شان لذت بردم.

 

.. و حرف آخر؛

حرف و صحبت آخر این که دوست دارم هم رسانه های مان و هم اهالی فرهنگ و هنر کاشان همه واقعأ کمک کنیم به هنر، به تئاتر شهرمان. وقتی رسانه یی روی موضوعی دقیق می شودو اهمیت می دهد به چیزی یعنی آن موضوع ویژه است و آن موضوع قابل تأمل است. من خواهشم از رسانه های شهرم این است که به تئاتر و موسیقی کاشان ویژه بپردازند تو حوزه کاشان. در حوزه ی کاشان اتفاقات هنری واقعأ با این شرایط ویژه هم هست و به خاطر همین میخواهم که رسانه ها به آن ها ویژه بپردازند.

 عکسها: تینا کچوئیان

کانال خبری کاشان آنلاین را در تلگرام با آدرس زیر دنبال کنید:


https://telegram.me/kashanonlinechannel

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

مکتب
what's up

                              ثبت نام در خبرنامه

گالری تصویر و چند رسانه ای

آمار بازدید

امروز1012
دیروز998
این هفته2010
این ماه17281
جمع کل677382

آی پی شما 54.162.69.178
Unknown ? Unknown