پر بحث ترین
روایت رسول‌زاده از روند مهندسی انتخابات هیئت رئیسه شورای شهر کاشان
رئیس پیشین شورای شهر کاشان در نطق پیش از دستور خود گفت: این که عده‌ای با هر نام و نشان و با حداقل ...
عیادت آیت الله یثربی از مقام معظم رهبری
آیت الله یثربی با حضور در بیمارستان محل بستری رهبر انقلاب از ایشان عیادت کردند .
مسابقه مرگ در مرنجاب: 2 کشته و 3 زخمی + تصاویر
اصابت ماشین جیپ به پژو پارس در جاده مرنجاب دو کشته و سه زخمی بر جا گذاشت. یکی از این حریم‌های خیلی ...
هنر شهرستانی
 پیمان گرامی
تشكل جديد حاميان احمدي نژاد در كاشان
گفته مي شود كه به تازگي نيروهاي حامي احمدي نژاد در تشكل جديدي گرد هم آمده اند. اين افراد پس از شكست ...
انتشار نشريات مخالف دولت در دانشگاه كاشان
در اواخر اردیبهشت ماه دو نشریه دانشجویی «چشم» و «رهیاب» در دانشگاه دولتی کاشان خبر ساز شدند.
  • نظرسنجی

اگر در انتخابات مجلس در حوزه کاشان و آران وبیدگل شرکت خواهید کرد ترجیحا به کدام نامزد رأی خواهید داد؟

نامزد کاشانی - 47.2%
نامزد غیرکاشانی - 14.1%
تفاوتی ندارد - 38.7%

كل آرا: 566
اين نظرسنجي به پايان رسيده است on: 19 فوریه 2016 - 00:00
یکشنبه, 01 اسفند 1395 07:22

دولت هاشمي مجموعه‌اي از مديراني با انديشه‌هاي سياسي متنوع بود

رای دادن به این مورد
(0 آرا)

گفت‌وگوی روزنامه اطلاعات با مهندس حسین محلوجی

کاشان آنلاین: روزنامه اطلاعات در اربعین رحلت آیت الله هاشمی رفسنجانی ویژه نامه ای منتشر کرد و در آن با مهندس حسین محلوجی، وزیر صنایع و معادن در هر دو دولت ایشان گفتگویی انجام داد که متن آن از نظر شما می گذرد:

 

محمدرضا حيدرزاده: مدت دو سال استاندار لرستان، یك سال قائم مقام وزير، هفت سال نماينده مجلس شوراي اسلامي، هشت سال وزير معادن و فلزات و همزمان چهار سال رئيس كميته ملي المپیك و بيشتر از هشت سال رئيس باشگاه پرسپوليس و... اينها كارنامه اي درخشان در عملكرد مردي است كه در مقام مسئوليت دولتي داشته درحالی كه روي ديگر سكه، مربوط به دهها و صدها فعاليت عمراني، فرهنگي و اجتماعي وي است. مهندس حسين محلوجي بدون شك شاگرد اول تيم اقتصادي دو دوره دولت مرحوم هاشمي رفسنجاني بود كه توانست با مديريت ممتاز خود، بخش معادن و فلزات كهنه و مقروض را به بخش فعال و پويا در صحنه اقتصادي كشورمان تبديل ساخت تا براي نخستين بار در تاريخ صنايع معدني، ايران به عنوان صادركننده اي فعال وارد چرخه تجارت جهاني شود.

 

دولت آقاي هاشمي در چه شرايطي كار خود را آغاز كرد؟ با چه موانع و مشكلاتي مواجه بود؟

امروز كه ساليان زيادي از آن دوران گذشته خيلي راحت مي توان درباره كم و كاستهاي دولت آقاي هاشمي سخن گفت، ولي واقعيت سال 1368 اين بود كه در كشور انقلاب شده، بعد تحريمهاي آمریكا شروع شده، كلي هم مساله و مشكل در داخل وجود داشت؛ هشت سال هم جنگي را متحمل شده ايد كه دشمن شما تا دندان مسلح بوده و همه كشورهاي بزرگ جهان هم به او سلاح مي داده اند و بخشهايي از كشور در غرب و جنوب به ويرانه تبديل شده بود. بنابراين، برنامه آقاي هاشمي «سازندگي» بود. كسي هم ادعا نمي كرد كه مي خواهد تمام هدفهاي انقلاب و قانون اساسي را به سرعت برق و باد محقق كند. من هم به عنوان عضوي از دولت سازندگي، مسئوليت وزارت معادن و فلزات را داشتم و در هشت سالي كه مسئول بودم، به شهادت دوست و دشمن و به شهادت اسناد و گزارشهاي موجود، اين وزارتخانه از قعر به اوج رسيد. ضمن اين كه من شهادت مي دهم كه در دولت آقاي هاشمي، توسعه به معناي آزادي احزاب و آزادي مطبوعات و ايجاد تحول فرهنگي هم مدّنظر بود، ولي وقتي حتي عرصه بر مدير آرام و باحوصله اي مانند آقاي خاتمي هم تنگ مي شود و از وزارت ارشاد كنار مي رود، آقاي هاشمي چه مي توانست بكند؟ قانون اساسي را هم داريم كه نشان مي دهد رئيس جمهوري همه كاره و فعال مايشاء نيست. با تمام قدرت و آبرويي كه آقاي هاشمي داشت، از دست تندروها ذلّه شده بود. عده اي ذره بين به دست افتاده بودند دنبال وزيران و مديران دولت و صبح تا شب عليه آنها پرونده سازي مي كردند. ببينيد چند وزير استيضاح شدند! بهاي نفت هم به شدت سقوط كرده بود و دولت خزانه پر و پيماني هم نداشت تا كارهايش را خوب و فوري و كامل انجام بدهد و آماج حمله هايي از چپ و راست بود. به یك نكته ديگر هم توجه كنيد و آن اين كه مملكت ما تاريخي چند هزار ساله داشته و ساختاري دارد كه با یك دولت و دو دولت قابل تغيير نيست. اگر قابل تغيير بود بفرماييد كه چرا آقاي خاتمي كه شعارش توسعه سياسي و توسعه اجتماعي و توسعه فرهنگي بود در كارش موفق نشد؟ در دولت آقاي هاشمي، حتي اگربگوييد در توسعه همه جانبه موفق نبوده، لااقل دهها مجتمع صنعتي بزرگ ساخته شد و صدها پروژه زيربنايي به بهره برداري رسيد. بسياري از شاخص هاي توليدي نشان مي دهد كه حركتي عظيم به راه افتاده بود. ساخت و ساز چند استان ويران شده بر اثر جنگ هم به عهده دولت بود. در سياست خارجي هم دولت با دشوارترين چالش ها روبرو بود؛ ولي بحران سازي نكرد و فضاي مثبتي ايجاد كرده بود. یك نقطه درخشان ديگر در دولت آقاي هاشمي اين بود كه ايشان با همه جناحهاي سياسي كار مي كرد. دولت هاي آقاي هاشمي مجموعه اي از مديراني با انديشه هاي سياسي متفاوت و متنوع بود. آقاي هاشمي از صدر تا ذيل دستگاه دولت را هم عوض نكرد، در حالي كه در دو دولت آقاي خاتمي و به ويژه در دولت آقاي احمدي نژاد تا پايين ترين رده هاي بعضي دستگاه ها را هم عوض كردند و مملكت دچار چنان شكاف عريض و ژرفي در مديريت شد كه نتوانست كمر راست كند و امروز هم خسارت آن را مي دهد.

 

چه شد كه به وزارتخانه معادن و فلزات رفتيد؟ و برنامه هايتان را چگونه اجرا كرديد؟

آقاي هاشمي از وقتي رئيس مجلس بودند به خوبي مرا مي شناختند. هفت سال عضو كميسيون صنايع و معادن بودم. شناخت بيشتر ايشان از من در جريان مسئوليت هايي به دست آمد كه به من محول مي كردند. در دوره دوم مجلس به عنوان عضو هيأت رئيسه مجلس انتخاب شدم. طي آن یك سال نحوه مديريتم توجه ايشان را جلب كرد. آقاي هاشمي به دليل ارتباط وسيعي كه با افراد گوناگون داشتند، به خوبي مي توانستند مديران را با یك ديگر مقايسه كنند. یك روز در اوايل مرداد سال 1368 به من خبر دادند كه آقاي هاشمي مي خواهند شما را ببينند. به ديدار ايشان رفتم. گفتند كميسيون صنايع شما را براي تصدي یكي از سه وزارتخانه صنايع سبك، صنايع سنگين و معادن و فلزات پيشنهاد كرده ا ست تا یكي را انتخاب كنم. البته براي من فرقي نمي كرد كدام وزارتخانه باشد. خودشان اشاره كردند كه معادن و فلزات به خاطر معادن كشور و پروژه هاي اساسي زيربنايي فولاد، مس و آلومينيوم بسيار اهميت دارد. من هم پذيرفتم. هيچ حزب و گروهي در اين كار دخالت نكرد. در دولت اول آقاي هاشمي با 150 رأي موافق و در دولت دوم هم با 166 رأي موافق به عنوان وزير معادن و فلزات انتخاب شدم. اين را هم بگويم كه آقاي هاشمي در گزينش همكاران شان، فراجناحي عمل مي كردند من گرايش سياسي به معناي تمايل به گروه خاصي از سياسيون را نداشتم. عملكرد و رفتارم بيانگر رویكردي غيرافراطي و معتدل بود. هميشه ميانه رو بودم و كار اصلي خودم را مشاركت در توسعه اقتصادي كشور مي دانستم.

 

راه اندازي فولاد مباركه يك برنامه مهم در دوران وزارت شما بود، چگونه اين برنامه اجرايي شد؟ آيا آقاي هاشمي از اين برنامه ها حمايت مي كرد؟

در برنامه اي كه به مجلس دادم متعهد شده بودم توليد فولاد، مس و آلومينيوم را افزايش دهم. یكي از راه هاي رسيدن به اين هدف، راه اندازي پروژه فولاد مباركه بود. در سال 1372 خدمت آقاي هاشمي رسيدم. به ايشان گفتم مي خواهيم فولاد مباركه را راه بياندازيم، اگر موافق هستيد پيشنهادي دارم. گفتند خيلي خوب است. پيشنهادتان چيست؟ گفتم شرطش اين است كه اعتبارات دو سال را امسال تخصيص دهيد. گفتند هيچ كس اعتقاد ندارد كه مي توانيم فولاد مباركه را راه اندازي كنيم. یك به یك نام بردند كه وزيران صنعتي و نمايندگان مجلس همگي مي گويند نمي توانيم فولاد مباركه را راه اندازي كنيم. گفتم كافي است شما اين پول را بدهيد، من وزير شما هستم، اگر اين كار انجام شد كه باعث افتخار دولت حضرتعالي است، اگر راه اندازي نشد، اين وزير بي لياقت را بركنار كنيد. ايشان موضوع را به آقاي مسعود روغني زنجاني رئيس وقت سازمان برنامه و بودجه منتقل كردند كه منابع مالي لازم را تأمين و فولاد مباركه به موقع راه اندازي شد.

 

دومين طرح بزرگ فولادي كه در دوران وزارت شما راه اندازي شد، طرح قائم بود. برخورد ديگران از جمله آقاي هاشمي رفسنجاني با اين طرح چگونه بود؟

یك روز مهندس صادقي مديرعامل ذوب آهن اصفهان گفت طرحي دارد كه هزينه پايلوت آن حدود 500 تا 600 ميليون تومان برآورد مي شود و مي خواهد در مدتي كوتاه حدود 40 روز آن را اجرا كند. طرح پيشنهادي ايشان را پذيرفتم و با وجود همه مخالفت هايي كه مي شد، آن را اجرا كرديم و در مراسمي با حضور آقاي هاشمي رفسنجاني و مسئولان كشوري با عنوان طرح قائم افتتاح شد. من با پشتيباني از طرح قائم، در واقع دنبال آن بودم كه به متخصصان، مديران، دانشمندان و جوانان تحصيلكرده این كشور بگويم نبايد ترسيد، مي شود با ابتكار و خلاقيت، مشكلات و نارسايي ها را حل كرد و وابستگي به خارجي ها را از اين طريق به حداقل رساند.

 

موضوع واگذاري فعاليتهاي معادن و فلزات به بخش خصوصي، يکي ديگر از طرحهاي مهم دوران وزارت شما بود، آقاي هاشمي چه برخوردي در اين رابطه داشت؟

در شوراي عالي معادن موضوع واگذاري فعاليتها به بخش خصوصي را مطرح كردم و با وجود مخالفتهايي كه مي شد، به غير از چهار معدن مس سرچشمه، چادرملو، گل گهر و سنگ آهن بافق قرار شد بقيه معادن را براي بهره برداري به بخش خصوصي واگذار كنيم. موضوع را به رئيس جمهوري اطلاع دادم. آن را تأييد كردند و گفتند كار بسيار مهمي انجام داده ايد. در مورد صنايع زيرپوشش، همين ديدگاه را اعمال كرديم، با اين تفاوت كه خصوصي سازي واحدهاي صنعتي به مصوبه دولت نياز داشت. مقدمات كار را فراهم كرديم و موضوع را در جلسه هيأت دولت مطرح كردم كه تصويب هم شد. البته آقاي هاشمي تأکيد كردند كه براي پيشگيري از بروز هر مسأله سياسي، فولاد مباركه و مس سرچشمه و ذوب آهن به همراه یكي دو شركت ديگر از فهرست خصوصي سازي حذف شوند، همانند آن چهار معدن، ولي پذيرفتند كه بخشي از فعاليتهاي اين شركتها به بخش خصوصي انتقال يابد.

 

بزرگترين رخداد سياسي در دوران هشت ساله دولت آقاي هاشمي، موضوع استيضاح شاگرد اول تيم اقتصادي دولت بود، در اين باره توضيح بدهيد.

بايد بگويم استيضاح من در مسير همان جريان نخبه كشي انجام شد كه همواره بر كشورمان حاكم بوده است. آقاي هاشمي درباره استيضاح من تعابير جالب توجهي به كار بردند ازجمله اين كه مجلس ميخواهد شاگرد اول كابينه را استيضاح كند. در هنگام تقديم لايحه بودجه به مجلس در سال 1374 هم گفتند كه مجلس با استيضاح محلوجي داستان كشتن سنمار را تكرار مي كند. از 22 پرسشي كه در جلسه استيضاح از من كردند، 21 سئوال مربوط به فولاد و كارهاي بزرگي بود كه در آن حوزه انجام شده بود. به بياني ديگر، اين نقاط قوت و عملكرد درخشان مجموعه اي از مديران توانا بود كه مورد حمله واقع شد نه نقاط ضعف آنان. در آن جلسه گفتم چه كساني با چه ا نگيزه اي خواهان استيضاح و بركناري وزير هستند. آنها در پي حل مشكلات اصلي و اساسي كشور نبودند. فقط مي خواستند مرا بركنار كنند. در نتيجه، نقاط قوتم را هدف حمله هاي خود قرار دادند. در چنين جلسه اي استدلال ها و حرفهاي من اهميتي نداشت. 99 نفر از نمايندگان آن دوره تصميم گرفته بودند و هم قسم شده بودند كه به من رأي ندهند. از ميان آنان فقط یك نفر پس از شنيدن سخنان من رأي خود را تغيير داد! البته مديران و كارشناسان وزارت معادن و فلزات خيلي زحمت كشيدند. آمار و ارقام و مستندات لازم را تهيه كردند و در جريان استيضاح در اختيارم قرار مي دادند. كار سختي بود. تصور كنيد چندين ساعت سخن گفتن را در حالي كه مذاكرات مجلس به صورت زنده و مستقيم ا ز راديو پخش مي شود و در سرتاسر كشور و حتي در خارج از كشور به آن گوش مي دهند و شما سعي داريد مطالب را دسته بندي شده، منظم و منطقي و صادقانه ارائه دهيد و خط قرمزها را هم رعايت كنيد، واقعاً كار طاقت فرسايي بود. بيش از 10 نفر مواردي را مطرح مي كنند كه از قبل از آنها مطلع نشده ايد. آنها ابتدا سئوال را كلي مطرح مي كنند تا به طور قانوني بتوان استيضاح را مطرح كرد، ولي در جريان استيضاح به جزئياتي مي پردازند كه گاه هيچ ارتباطي به سئوال اصلي ندارد و شما بايد به همه اينها طي زمان استيضاح كه خيلي كوتاه است، پاسخ بدهيد. تا خودتان چنين ماجرايي را تجربه نكنيد، دشواري و سختي كار برايتان قابل تصور نخواهد بود. دو گروه تندروهاي راست و چپ با هم متحد شدند و با دستور گرفتن از رهبرانشان اين استيضاح را به راه انداختند. كارشان هم به ثمر نرسيد و استيضاح رأي نياورد و من و همكارانم تا سال 1376 كارمان را ادامه داديم .

 

به کانال کاشان آنلاین در تلگرام بپیوندید

https://telegram.me/kashanonlinechannel

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

مکتب
what's up

                              ثبت نام در خبرنامه

گالری تصویر و چند رسانه ای

آمار بازدید

امروز213
دیروز689
این هفته1529
این ماه17086
جمع کل638646

آی پی شما 54.204.252.37
Unknown ? Unknown