پر بحث ترین
روایت رسول‌زاده از روند مهندسی انتخابات هیئت رئیسه شورای شهر کاشان
رئیس پیشین شورای شهر کاشان در نطق پیش از دستور خود گفت: این که عده‌ای با هر نام و نشان و با حداقل ...
عیادت آیت الله یثربی از مقام معظم رهبری
آیت الله یثربی با حضور در بیمارستان محل بستری رهبر انقلاب از ایشان عیادت کردند .
مسابقه مرگ در مرنجاب: 2 کشته و 3 زخمی + تصاویر
اصابت ماشین جیپ به پژو پارس در جاده مرنجاب دو کشته و سه زخمی بر جا گذاشت. یکی از این حریم‌های خیلی ...
هنر شهرستانی
 پیمان گرامی
تشكل جديد حاميان احمدي نژاد در كاشان
گفته مي شود كه به تازگي نيروهاي حامي احمدي نژاد در تشكل جديدي گرد هم آمده اند. اين افراد پس از شكست ...
انتشار نشريات مخالف دولت در دانشگاه كاشان
در اواخر اردیبهشت ماه دو نشریه دانشجویی «چشم» و «رهیاب» در دانشگاه دولتی کاشان خبر ساز شدند.
  • نظرسنجی

اگر در انتخابات مجلس در حوزه کاشان و آران وبیدگل شرکت خواهید کرد ترجیحا به کدام نامزد رأی خواهید داد؟

نامزد کاشانی - 47.2%
نامزد غیرکاشانی - 14.1%
تفاوتی ندارد - 38.7%

كل آرا: 566
اين نظرسنجي به پايان رسيده است on: 19 فوریه 2016 - 00:00
یکشنبه, 15 اسفند 1395 13:18

اندیشه آلوده به سرب

رای دادن به این مورد
(3 آرا)

سارا آقابزرگی‌زاده

کاشان آنلاین: امروز وقتی از آلودگی هوا سخن به میان می‌آید اجتناب‌ناپذیر است که در برابر تأثیرات منفی‌اش بر روابط بین انسانها چه در حوزه خانواده و چه اجتماع سکوت کرد. ابتلا به انواع بیماریها چه جسمی و چه روانی افراد یک خانواده را در شرایط سختی قرار می‌دهد که شکل جدیدی از روابط بین آنها نمود پیدا می‌کند. زمانی که افراد یک خانواده زایل شدن عضوی از خود و در واقع یک سرمایه انسانی را برابر چشم خود می‌ بینند هر کدام واکنشی متفاوت از دیگری از خود بروز می‌ دهند. در نگاهی خوشبینانه افراد خانواده وحدت و همدردی خود را بیشتر به همدیگر نشان می‌ دهند، اما این جنس رابطه تا چه زمانی می‌تواند تداوم داشته باشد؟

بنابراین وقتی بیماریهای ناشی از آلودگی هوا به درون خانه‌ها آمده می‌ توان آن را در حوزه روابط خانوادگی و بشری بررسی کرد. در اینجا سعی شده بیشتر به بیماریهای روانی ناشی از آن و تأثیر آن بر روابط مردم پرداخته شود. وجود ریزگردها، سرب، گازهای سمی و ... در هوا خطر ابتلا به بیماریهای ریوی، قلبی، انواع سرطان و سقط جنین را افزایش می دهد، ولی کمتر از بیماریهای اعصاب و روان و خطر آلزایمر سخن به میان می آید. یکی از مسائل مهم روحیه بیمار در روند درمان است. لازم است وی و خانواده‌اش تحت پوشش امکاناتی قرار گیرند تا با کمترین حس نگرانی و اضطراب قادر به تلاش برای بهبود حال بیمار باشند. شخص بیمار از زندگی و کار روزمره‌اش باز می‌ماند و به تدریج از عضوی فعال در خانواده و جامعه به فردی ضعیف و آسیب‌پذیر با توانایی‌های محدود تبدیل می‌شود. درمان اکثر بیماری‌ها مستلزم صرف هزینه‌های گزافی است که اغلب خارج از توان اقتصادی بیمار و خانواده‌اش است. در نتیجه سرمایه اقتصادی نقشی تعیین کننده در سلامت فرد و جامعه دارد، چرا که حداقل خدمات اورژانسی بیمارستان‌ها با پرداخت هزینه انجام می‌گیرد، حالا هرچه قدر این هزینه پرداختی اندک و بیمار تحت پوشش بیمه باشد؛ که پرداختن به این مسئله در این مقال نمی‌گنجد.

از طرفی مسئله وجود امکانات لازم و کافی برای درمان است. برای مثال بیماری که دچار حمله قلبی یا مغزی شده و زندگی‌اش در خطر است و باید در بخش مراقبتهای ویژه بستری شود. گاهی باید مجبور به انتظار برای پیدا شدن تختی خالی در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بماند.(تختی که شاید اصلاً پیدا نشود!)هر لحظه اوضاع بیمار ممکن است رو به وخامت بگذارد و جان خود را از دست بدهد. در این موقعیت میان اعضای خانواده کمتر کسی تحمل چنین فشار روانی‌ای را دارد که این به خودیِ خود نقش مهمی در عملکرد افراد دارد. ممکن است فرد واکنشی منفی نشان دهد یا طاقت و تحمل وضعیت موجود را نداشته باشد، ولی دیگری ایستادگی کند و وظایف و مسئولیتهای دیگران را انجام دهد. حالا اگر امکانات حداقلی پزشکی قابل دسترسی باشد، کادر درمان، به عنوان کسانی که انسانیترین وظیفه را در این شرایط دارند، چقدر در درمان بیمار کامیاب خواهد بود؟ آیا تجهیزات و دانش کافی در اختیارشان قرار دارد؟ آیا پزشکان در این شرایط بحرانی عملکردشان صحیح خواهد بود؟

علاوه بر این افراد از مرحله پذیرش بیمار در بیمارستان تا ترخیص و پرداخت هزینه‌های سرسام‌آور، در داروخانه‌ها و دفاتر بیمه و... چنان گرفتار نظام بروکراتیک می شوند که هویت خود را از دست می‌دهند و به انسانهایی خسته و سرگشته تبدیل می‌شوند و ترس و واهمه و خستگی‌ای را تجربه می‌کنند که تأثیراتی منفی بر روحیه آنها دارد.

در اینجا شرایط فرهنگی جامعه نقشی بسزا دارد. عدم آگاهی و شناخت بیماریها که نتیجه عدم آموزش و یا آموزش صحیح است؛ فرهنگ مرگ‌اندیش، روحیه حزن و اندوه و باورهای افراطی ممکن است موجب روی گرداندن افراد از نگاه عقلانی و در نتیجه عملکردی غیرعقلانی و غیراخلاقی شود؛ که در یک موقعیت سخت و بحرانی غیرضروری باشد و ای بسا نابه‌جا. و عامل اصلی بیماری که آلودگی هواست فراموش شود، به ویژه اگر بیماری منشأ موروثی و ژنتیکی داشته باشد که در این صورت عامل آلودگی هوا نادیده گرفته می‌شود. به نظر می‌رسد در این شرایط افکار عمومی با مشکلات فرهنگی و اجتماعیِ آلودگی هوا تا حدی بیگانه‌اند که بیماری این چنین در جامعه ریشه دوانده و فاجعه‌ای مثل آن چه این روزها در شهر اهواز شاهدش هستیم را رقم زده است. عدم آگاهی‌رسانی به مردم و افکار و تصوارت ذهنی برساخته از فرهنگ و باورهای غلط غالب در جامعه به ترویج ذهنیت نادرست در مواجهه با بیماری منجر شده است. به طور مثال:این اتفاق برای ما نمی افتد...و دیگرانند که در معرض خطراند... به همین دلیل نه جانب احتیاط را در مواجهه با آلودگی هوا رعایت می‌کنیم و نه به دلایل اصلی آن فکر می‌کنیم و رفته‌رفته مسأله اصلی به حاشیه رانده می‌شود و شاهد گله و شکایت‌های لفظی از مردم و سازمان‌ها می‌شویم که راه به جایی نمی‌برد. فرد بیمار به عنوان مقصر شناخته می‌ شود چرا که عضوی ضعیف بوده، زیر ذره‌بین دیگران می‌رود وبه دیده تحقیر و ترحم به وی نگاه می‌شود. ضعیف پنداشتن دیگری موجب ایجاد تنش در رابطه‌ها می‌شود. و در این صورت احترام و حرمت انسانی را زیر سوال می‌برند و نگاه و رفتار اخلاقی دیگر میان مردم جایگاهی ندارد. فرد بیمار در شرایطی که دلگرمی‌ای نه از نهادها و سازمانهای اجتماعی و نه از مردم می‌بیند، دچار یأس و ناامیدی شده و امید وقتی از زندگی رخت برببندد اندیشه انسان بیمار می‌شود و انسان قبل مرگ فیزیکی‌اش می‌میرد. و یک زندگی تک بعدی که در بیماری خلاصه می‌شود پیش روی خود می‌بیند و دیگر توجهی به معضلات جامعه نمی‌شود. بنابراین ترس و وحشتِ عمومیِ خطر ابتلا به بیماری و یا  تحقیر و به دیده اغماض به بیماران نگاه کردن موجب بروز تنش و رفتارهای عصبی می‌گردد. رمزوراز پیرامون این بیماریها که به سبب درمان‌ناپذیر بودن و یا پیوندشان با مرگ روحیه مردم را تضعیف کرده و حداقل تأثیر آن بیماری روانی است.

موضوع مهم این است که آیا در باور عمومی این یک بیماری شناخته می‌شود یا نه؟ بیماریهای روانی در بین اقشار مختلف جامعه معنایی متفاوتی دارد. طیفی گسترده که گاه در حد تعریفی از اخلاق یک فرد است و گاه بیماربه عنوان فردی دیوانه شناخته می‌شود. و در مواجهه با وی به دلیل ناشناخته بودن و تابو بودن آن میان مردم از دیگر افراد طرد می‌شود. درحالیکه می‌توان با رویکرد عقلانی به مسئله نگاه کرد تااندیشه بیمارگونه رواج پیدا نکند.

اینجاست که شناختن حقوق شهروندی و آشنایی با مفاهیم آن و خواستن آن راه را برای رابطه با مسئولان ذیربط باز می‌کند. در چنین موقعیتهایی که مشخصه اصلی آن آشفتگی و اضطرار و خطر مرگ انسان‌هاست، و همکاریِ نهادها و سازمانهای دولتی با مردم و مشارکت و رابطه صحیح و عملکرد سریع و علمی می‌تواند کمی از درصد بحران بکاهد تا شاهد سرکوب و ویرانگری نیروی انسانی نباشیم. مسلم است که آلودگی هوا با راهکارهای مقطعی و کوتاه مدت ازبین نمی‌رود و نیاز به برنامه‌ریزی‌های استراتژیک دولتها دارد. اما در زندگی روزمره مردم جامعه آلودگی هوا تا زمانی که ابتلا به انواع بیماریها موجب تغییر اندیشه،‌ زبان و رفتار انسانها با هم و در نتیجه منجر به آلودگی روابط انسانی شده، شاهد یک چرخه معیوب رابطه بین سازمانهای اجتماعی و دولتی و مردم هستیم. در این شرایط حداقل حقوق شهروندی مردم رسیدگی به بیمارهاست. و پشتوانه‌ای علمی و عملی برای همه مردم تا به آن امید داشته باشند. اما مردم این پشتوانه را کجا و چگونه می‌توانند به دست بیاورند؟!

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

مکتب
what's up

                              ثبت نام در خبرنامه

گالری تصویر و چند رسانه ای

آمار بازدید

امروز216
دیروز689
این هفته1532
این ماه17089
جمع کل638649

آی پی شما 54.204.252.37
Unknown ? Unknown