پر بحث ترین
روایت رسول‌زاده از روند مهندسی انتخابات هیئت رئیسه شورای شهر کاشان
رئیس پیشین شورای شهر کاشان در نطق پیش از دستور خود گفت: این که عده‌ای با هر نام و نشان و با حداقل ...
كاشان آنلاين چرا؟
 علی فلاحیان
عیادت آیت الله یثربی از مقام معظم رهبری
آیت الله یثربی با حضور در بیمارستان محل بستری رهبر انقلاب از ایشان عیادت کردند .
مسابقه مرگ در مرنجاب: 2 کشته و 3 زخمی + تصاویر
اصابت ماشین جیپ به پژو پارس در جاده مرنجاب دو کشته و سه زخمی بر جا گذاشت. یکی از این حریم‌های خیلی ...
هنر شهرستانی
 پیمان گرامی
تشكل جديد حاميان احمدي نژاد در كاشان
گفته مي شود كه به تازگي نيروهاي حامي احمدي نژاد در تشكل جديدي گرد هم آمده اند. اين افراد پس از شكست ...
انتشار نشريات مخالف دولت در دانشگاه كاشان
در اواخر اردیبهشت ماه دو نشریه دانشجویی «چشم» و «رهیاب» در دانشگاه دولتی کاشان خبر ساز شدند.
  • نظرسنجی

اگر در انتخابات مجلس در حوزه کاشان و آران وبیدگل شرکت خواهید کرد ترجیحا به کدام نامزد رأی خواهید داد؟

نامزد کاشانی - 47.2%
نامزد غیرکاشانی - 14.1%
تفاوتی ندارد - 38.7%

كل آرا: 566
اين نظرسنجي به پايان رسيده است on: 19 فوریه 2016 - 00:00
چهارشنبه, 25 اسفند 1395 23:04

هیچ‌کس پشت سرت آب نمی‌ریزد، سال بدشگون!

رای دادن به این مورد
(4 آرا)

مهدی سلطانی راد

کاشان آنلاین:

1 - تاریکی هوا ، یکی دو ساعتی است که آخرین سه شنبه ی سال نود و پنج را درنوردیده و من در گوشه ی اتاقی از طبقه ی سوم ساختمان یکی از خیابان های شمال تهران می خواهم برای سالی بنویسم که کم کم دارد نفس های آخرش را می کشد. لا به لای حس و حال نوشتن، از پنجره ی نیمه باز اتاق سر و صدای ترسناک و رعب آور انفجارهای چهارشنبه سوری  غالب شده بر نوای ویوولن زن دوره گرد حاشیه خیابان که یکی از آهنگ های لس آنجلسی دهه 60 را برای امشب رهگذران تدارک دیده، هر به چند ثانیه لرزه بر اندامم می اندازد. و در این حیص و بیص من دارم به این فکر می کنم که چقدر این سال نود و پنج تا توانست تن و بدن مان را یا با مرگ های شوک آور نخبگان  و بزرگان یا با حوادث میخکوب کننده و غیرمنتظره ی عرصه ی اجتماع و البته تکانه های سکته آور دنیای سیاست بین الملل حتا تا همین دم آخر مثل سر و صدای هر ساله ی ترقه های چهارشنبه سوری لرزاند. مگر ما ایرانیان نجیب و سازگار با هر تلخی و محنت چه هیزم تری به هزار و سیصد و نود و پنجمین سال خورشیدی فروخته بودیم که در بیشتر  365 روزش روی بر ما  ترش کرد و در میان گزینه های روی میزش بیشتر تلخی دیدیم تا  لحظه های شیرینی و شادمانی؟!

2- برنده ی قطعی لقب مرد سال نود و پنج ایران با نسبت بسیار بالا  متعلق است به آیت الله هاشمی رفسنجانی.  درگذشت ناگهانی سردار مصلحت و اسوه ی صبر و شکیبایی در شب قتل امیرکبیر را همین حالا هم خیلی ها باور ندارند چه رسد به آنهایی که با وجود رحلتش و ترس از حتا مرده آیت الله ، کماکان شب را با تمرکز بر روی حمله به او و ترور شخصیتش به صبح می رسانند! شاید برای نقش آفرین بی چون و چرا در تاریخ  پرپیچ و خم انقلاب، تقدیر چنان رقم خورده بود تا آنچنان که به صراحت گفته بود، فردای 24 خرداد 92 و برگشتن انقلاب از مسیر منحرف شده اش را ببیند و سپس دنیا را ترک کند. امین پا در رکاب و یاور صادق امام خمینی صبح 19 دی 95 که خانه اش را به قصد مجمع تشخیص مصلحت نظام ترک می کرد بی گمان خبر نداشت که رحلتی غیرمنتظره و  ناگهانی آنچنان که از رییس 82 ساله اما پرانرژی و شاداب مجمع تشخیص مصلحت انتظار نمی رفت کشوری را در  شوک و بهت فرو خواهد برد و جمعیتی سه میلیونی به پاس با مردم بودنش او را تا همسایگی در کنار مرادش بدرقه خواهند کرد. آیت الله هاشمی را چیزی جز اشک شوق خانواده ی هزاران آزاده ی جنگ تحمیلی و فرزندان شان پس از پذیرش قطعنامه و صنعت و اقتصاد احیا شده و جان گرفته ی ایران پس از پایان جنگ عاقبت به خیر نکرد. مردان بزرگ و تأثیرگذار تاریخ مانند شیخ رفسنجان نه از قرارگرفتن مداوم در آزمون قضاوت و رأی مردم هراسی دارند ونه از حذف های آلوده به بغض وکینه از گردونه ی رقابت های انتخابات. مردان بزرگ با نبود ن شان، آن چنان که آیت الله در شطرنج  24 خرداد 92 کرد هم تأثیر می گزارند و حتا بعد از ترک دنیا هم نام شان چنان هول آور و رعشه آور است که جناحی خاص و کم توان از حیث پایگاه اجتماعی را به فکر لشگرکشی برای ثبت نام در انتخابات و از میدان به درکردن رقیب قدر می اندازد.

3- صبح دیروز را با خبر درگذشت غیر منتظره ی علی معلم و امروز را با خبر مرگ افشین یداللهی شروع می کنم. این دم آخر سال علی معلم، روزنامه نگار، منتقد و تهیه کننده ی خوش سیمای سینما، مدیر مسؤل ماهنامه دنیای تصویر و متولی جشن سالانه  و چندساله ی هنری،  سینمایی حافظ خیلی ناگهانی و بر اثر حمله ی قلبی در سن 54 سالگی  و یداللهی که شاعر و ترانه سرایی نامدار بود درگذشتند تا دوباره و با تلخ کامی یادمان بیفتد که در این سال بدشگون چه داغ هایی که بر دل ننشست. گویی ناف سال نود و پنج را از اول بنیاد این شکلی بریده بودند و پیشانی نوشتش را از ازل این طوری رقم زده بودند که از داوود رشیدی و عباس کیارستمی و جعفر والی و دنیا  فنی زاده و کاظم افرندنیا و مصطفا کمال پورتراب و حبیب محبیان و حسن جوهرچی و ثریا حکمت و بهمن زرین پور و پوران فرخزاد و .. در دنیای فرهنگ و هنر گرفته تا منصور پورحیدری و رضا احدی و کاظم سید علیخانی و مهرداد اولادی را در عرصه ی ورزش و در همین سال تلخ و گس بر سر دست و با اشک و آه تا آن یک متر و چند وجب جا بدرقه شان خواهیم کرد. شاید اگر دومین اسکار اصغر فرهادی نبود، سال کم و بیش سیاه فرهنگ و هنر ایران با آن چند سنگ پرانی معدود اما پر حاشیه در مسیر اجرای کنسرت های موسیقی و نق و نوق ها و جرزنی های حوصله سربر افخمی و فراستی برای سینمای ایران تکمیل می شد.

4 - می گویند مرگ حق است و گریزی از آن نیست و باید با آن کنارآمد، اما مگر می شود به همین راحتی با بعضی رفتن ها و یا حوادث هولناک در سال 95 کنار آمد و باورشان کرد؟ مگر می توان فروریختن چندثانیه یی یک  ساختمان بالابلند و ابدی شدن 16 انسان زیر خروارها بتن و آهن پاره را دید و به راحتی عذرنخواستن شرم آور شهردار پایتخت بابت مقدار سهمش در این فاجعه، تنها برای آتش نشانان شهید و قهرمان پلاسکو فاتحه یی خواند و طلب مغفرت کرد؟! مگر در سوز پاییز 95 می توان سوختن مشتی هموطن آذری زبان را در میان شعله ی واگن های آتش گرفته ی قطاری که آنها را به زیارت امام رئوف می برد دید و ناشیانه و از سر غفلت از بیمه بودن آنها خبر داد؟!! شاید جانی ستانده نشود اما کدام ایرانی پاک نهادی می تواند جان به لب شدن هموطنان خوزستانی اش در محاصره ی گرد و خاک های بادآورده از طرف همسایه ی غربی را ببیند و با آنها هم درد نشود؟ آن همه قطعی آب و برق چند ده روزه در ماه های پایانی سال نود و پنج برای مردم استان زرخیزی که صدای خس خس سینه های شان تا اینجا هم به گوش می رسد را کجای دلمان بگذاریم؟ ..و چه کسی دم دست تر از ابتکار که او را بیشتر از سهمش بابت هشت میلیون هکتار بیابان و صحرای آن سوی مرز که از 10 سال پیش تا الأن خاک و خل شان را به سمت ما می فرستند به صلابه بکشیم که چرا فکری به حالش نمی کنی!

5- در این هیر و ویر فقط ترامپ و کله شقی های این جمهوری خواه موزرد را کم داشتیم تا سرخوشی های سال نود و پنج مان تکمیل شود! هر چند خیلی بین هیلاری و دونالد فرقی نبود اما کلینتون کمی شبیه آن دختر بچه مثبت خانواده یی بود که با همه ی لج بازی ها و شر و شیطانی اش، اکثر اوقات یا  سرش به عروسک هایش گرم است یا به درس و مشقش ، اما ترامپ را بچه پروی لوس و پسر سرتق همان خانواده می شناسند که اگر کنترلش نکنی صبح تا شب با بچه همسایه ها در کوچه دعوا می کند و شب با سر و وضع خاکی و زخمی به خانه می آید!!

6- بعد مدتها، دم بازار پانخل و لای ترافیک اعصاب خردکن شب عید سوار تاکسی شدم. هم زمان با من خانم میانسالی هم با بچه یی در بغل و چند نایلون محتوی خرید عید با زحمت در ردیف عقب تاکسی نشست. بلافاصله حرکت کند و اعصاب خردکن انواع و اقسام ماشین ها از خودروهای شخصی گرفته تا اتوبوس وتاکسی تا چهارراه آیت الله کاشانی سوژه ی غر ولندهای داخل تاکسی شد تا این مسیر نیم ساعته را به هر طریقی رد کنیم. کنار آن خانم میانسال مرد نسبتأ جوانی نشسته بود که هنگام توقف تاکسی میان ترافیک حوالی کوچه میدان کهنه گفت: من 20 سال پیش، بعد از این که از دانشگاه کاشان فارغ التحصیل شدم در همین شهر ازدواج کردم و ماندگار شدم اما نمی دانم چرا در طول این همه سال هیچ فکری به حال ترافیک کاشان نکرده اند. روز به روز هم در این شهر ماشین و موتورسیکلت به چرخه ی عبور و مرور اضافه می شوند اما مگر می شود با چند پروژه ی محدود آزادسازی، درد آزاردهنده ی ترافیک وسط شهر را درمان کرد؟ یعنی یک نفر پیدا نمی شود تا با یک اقدام انقلابی، علاجی برای بزرگترین معضل کاشانی ها پیدا کند؟ خانم میانسال هم که قاطی شدن ترافیک و بی تابی بچه اش همه سرنشینان تاکسی را کلافه کرده بود بعد از یکی دوبار آه کشیدن گفت:ای آقا! فقط بلد بودند بروند توی بلوار خلوت آن طرف شهر که سالی به دوازده ماه خبری از شلوغی و ترافیک در آن نیست با سلام و صلوات پل بزنند و برای خودشان عاقبت بخیری بخرند!! این طرف شهر و در چهار تا خیابان منتهی به چهارراه هم که پر از مطب دکتر و پاساژ است هم برای هیچ مسؤلی مهم نیست که در بیشتر اوقات سال وقت وزمان مردم در ترافیک و شلوغی این مسیرها هدر می رود. تاکسی به چند متری چهارراه می رسد و من قبل از پیاده شدن و حین حساب کردن کرایه می گویم: حاج خانم غصه نخور! این هایی که به حق گفتی از تبعات سال بدشگون نود و پنج بود. دعا کنیم در سال جدید بلکه در کوچه ی کاشان ما هم عروسی شد!

 

به کانال کاشان آنلاین در تلگرام بپیوندید:


https://telegram.me/kashanonlinechannel

 

 

 

 

مجموعه های بیشتر: « با جواد ظریف چه کنیم؟

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

مکتب
what's up

                              ثبت نام در خبرنامه

گالری تصویر و چند رسانه ای

آمار بازدید

امروز721
دیروز404
این هفته3655
این ماه12223
جمع کل733109

آی پی شما 54.156.50.71
Unknown ? Unknown