پر بحث ترین
روایت رسول‌زاده از روند مهندسی انتخابات هیئت رئیسه شورای شهر کاشان
رئیس پیشین شورای شهر کاشان در نطق پیش از دستور خود گفت: این که عده‌ای با هر نام و نشان و با حداقل ...
كاشان آنلاين چرا؟
 علی فلاحیان
عیادت آیت الله یثربی از مقام معظم رهبری
آیت الله یثربی با حضور در بیمارستان محل بستری رهبر انقلاب از ایشان عیادت کردند .
هنر شهرستانی
 پیمان گرامی
وظیفه اورژانس اجتماعی چیست؟
به گزارش کاشان آنلاین، با توجه به آغاز به کار اورژانس اجتماعی در کاشان، متن زیر به بررسی وظایف این ...
مسابقه مرگ در مرنجاب: 2 کشته و 3 زخمی + تصاویر
اصابت ماشین جیپ به پژو پارس در جاده مرنجاب دو کشته و سه زخمی بر جا گذاشت. یکی از این حریم‌های خیلی ...
تشكل جديد حاميان احمدي نژاد در كاشان
گفته مي شود كه به تازگي نيروهاي حامي احمدي نژاد در تشكل جديدي گرد هم آمده اند. اين افراد پس از شكست ...
  • نظرسنجی

اگر در انتخابات مجلس در حوزه کاشان و آران وبیدگل شرکت خواهید کرد ترجیحا به کدام نامزد رأی خواهید داد؟

نامزد کاشانی - 47.2%
نامزد غیرکاشانی - 14.1%
تفاوتی ندارد - 38.7%

كل آرا: 566
اين نظرسنجي به پايان رسيده است on: 19 فوریه 2016 - 00:00
چهارشنبه, 31 خرداد 1396 11:38

گفتگو با مجتبی جدی: اثر خوب در تأتر یعنی یک نفر با دیدن آن مسیر زندگی اش عوض شود / نمایش نامه های مملو از سکوت، فضاهای خالی و دارای فرصت تخیل پردازی به مخاطب را بیشتر دوست دارم

رای دادن به این مورد
(1 رای)

 

کاشان آنلاین: مهدی سلطانی راد - مجتبی جدی را اهالی تاتر کاشان به خوبی می شناسند. نیلوفر آبی، پل، سعادت لرزان مردمان تیره روز، این نوبت از کسان، همان همیشگی و بسیاری نمایش های دیگر که از سال 79 با عنوان گروه تاتر رها به روی صحنه برده است در خاطر بسیاری از هنردوستان به ویژه  اهالی تأتر و مخاطبان این هنر در کاشان مانده است و اگر خوب در ذهن مان جستجو کنیم به او و ایفای نقش آن پسر عاشق پیشه در نمایش " پستچی پابلو نرودا " در کاشان، کار استاد کوشک جلالی می رسیم. مجتبی جدی سرپرست گروه تاتر رها از گروه های فعال استان اصفهان است و در حال حاضر به عنوان معاون اجرایی در مرکز تأتر مولوی دانشگاه تهران مشغول فعالیت است. در آستانه ی 14 تیر و شروع اجرای نمایش دو هفته یی " چشم های بسته از خواب " در خانه تأتر کاشان و تماشاخانه ی نوبنیاد استاد بهمن صادقپور به سراغ او رفتیم تا بیشتر در جریان جدیدترین کاری که در مقام کارگردانی و با بازی زهره استادی، رویا فخاری و علیرضا لطفی زاده روی صحنه می برد قرار بگیریم.

راجع به " چشم های بسته از خواب " بعد از رفتنت از کاشان بگو؛ چه شد که بعد از کوچیدن به تهران، نتوانستی خیلی از تأتر کاشان فاصله بگیری؟

کارکردن در تأتر جغرافیا و مرز ندارد. من اول به دلیل قبولی در مقطع فوق لیسانس رشته ی کارگردانی تأتر به تهران رفتم ، یعنی یک جور توفیق اجباری! ولی دلیل این که هنوز در کاشان کار می کنم این است که من یک گروهی دارم که نسبت به این گروه تعهد دارم، بنابراین نمی توانم آنها را فراموش کنم و هر زمان که فرصت داشته باشم بر خودم واجب می دانم که با گروهم کار کنم. هر چند که فرصت کار کردن با همه ی اعضا گروه را در این سال ها کمتر یافته ام و به سختی می توان نمایش نامه یی کار کرد که بتوان از همه ی اعضا استفاده کرد. البته بعضی از آنها در مواقعی با دیگر کارگردان ها ی کاشان هم کار می کنند. مثل آقای شریعت زاده یا مهدی سدهی و عباس جمالی و... که در کارهای شان از بچه های گروه رها استفاده کرده اند.

انتخاب این نمایشنامه بر چه اساسی بوده است؟ چه چیزی در " چشم های بسته از خواب " وجود داشت که به سراغ آن رفتی؟

من در میان نمایش نامه های آقای چرمشیر چند نمایش نامه را خیلی دوست دارم. یکی نمایشنامه ی " در مصر برف نمی بارد" است که اجرای زیبایی از آن در سال 82 دیدم به کارگردانی دکتر علی رفیعی. دیگری نمایشنامه ی " رقص مادیان ها" که خوانشی جذاب از نمایشنامه ی یرما است و یکی هم" ریچارد سوم" که آتیلا پسیانی آن را اجرا کرد. اما در میان نمایش نامه های چاپ شده ی او " چشم های بسته از خواب " را بیشتر از بقیه دوست دارم. فضای حاکم بر روح این اثر برای من جذاب است و نویسنده دست تو را برای طراحی و ... باز گذاشته است. به طوری که می توانم ادعا کنم به اندازه ی تمام کارگردان هایی که این متن را کار می کنند خوانش های متفاوت وجود دارد و هیچ یک از اجراها شبیه هم نخواهد بود.

در جایگاه یک مخاطب معلق بین طیف عام و خاص و کسی که در این سال ها کارهای تو را دنبال کرده ام و تماشاگر کارهایت بوده ام به این نتیجه رسیده ام که انگار داری ژانرهای مختلف راتجربه می کنی ، می خواهم بدانم خودت به چه ژانری بیشتر علاقه داری؟

همانگونه که خودت گفتی دارم کار در همه ی فضاها را تجربه می کنم. وقتی می خواهم کاری را شروع کنم به این فکر می کنم که این کار آیا با جامعه یی که در آن زندگی می کنم نسبت دارد یا نه. اگر نسبت داشت کار می کنم وگرنه می روم سراغ یک نمایش نامه و موضوع دیگر. البته باید متن را هم دوست داشته باشم. ولی الأن آنچه که مرا بیشتر درگیر می کند و خودم به عنوان تماشاگر بیشتر دوست دارم، نمایش نامه هایی است که فضای خالی دارند! نمایش نامه هایی که انباشته از سکوت هستند، قضاوت نمی کنند و به تماشاگر فرصت می دهند تا بخشی از ماجرا و قصه را خودش بسازد. ساده تر بگویم به تماشاگر فرصت می دهند تا تخیل کند،  همه چیز را به تماشاگر نمی دهند! البته تأتر مستند هم خیلی دوست دارم که در ایران به ندرت کار می شود. مثل ویران، هم هوایی، عامدانه عاشقانه قاتلانه و نمایشنامه ی " امان" عباس جمالی که اگر فرصت اجرا پیدا می کرد اجرای درخشانی می شد. جالب است بدانی که اجرای این نمایش نامه " امان " از آرزوهای من است!

با توجه به این علاقه ها که گفتی در تأتر به مخاطب خاص اهمیت میدهی یا مخاطب عام؟ جامعه ی هدف تو در تأتر چه کسانی هستند؟

این هم از آن سوال هاست (خنده) .. مخاطب، مخاطب است، عام و خاص ندارد. این دسته بندی ها را قبول ندارم. ولی چیزی که هست برای من بین تماشاگر و جمعیت فرق است. تماشاگران تأتر کسانی هستند که هر نمایش خوبی که روی صحنه می رود دنبال می کنند، سینمای خوب را دنبال می کنند، رمان و شعر و موسیقی خوب را دنبال می کنند. بنابرین ما باید چنین تماشاگری را تربیت کنیم. این ما هستیم "منظور از ما تمام فرهیختگان و هنرمندان و منتقدان و کارشناسان است" که خوراک برای مخاطب مان تجویز می کنیم و در ارتقا سطح فرهنگ جامعه تاثیر گذاریم.

دقیقأ به نکته خوبی اشاره کردی. شاید یک جوری فحوای کلام تو این است که فعال عرصه تأتر در قبال جامعه اش مسؤل است. به عقیده من اوج هنر او جایی است که اثرش، ذهن و روح و روان تماشاگر را درگیر کند. من دقیق در خاطرم هست که سر"  این نوبت از کسان " بییشتر مخاطب در طول اجرا محو نمایش شده بودند. به نظرم دلیلش دو چیز بود؛ اول داستان و موضوع نمایش که در بطن خود مظلومیت دکتر مصدق و جفایی که در حق این نخبه تاریخ معاصر ایران شد و برخی تماشاگران از اواسط نمایش با بغض و غم پنهان داستان را تا آخر دنبال کردند و دیگری بازی خوب، متفاوت و مثال زدنی وحیدرضا صادقپور که نقطه عطفی در شروع تغییر ذائقه مخاطب تأتر در کاشان بود.

ببین، همین را می خواهم بگویم .. اگر" این نوبت از کسان" که تو آن را خیلی دوست داری تماشاگر زیادی نداشت برایم اهمیت ندارد چرا که کافی ست یک تماشاگر مانند محمود ساطع عزیز بیاید اجرا را ببیند و فردایش در مدرسه به دانش آموزانش توصیه کند این نمایش را ببینند و در این بین کافی ست یک نفر، فقط یک نفر مسیر زندگی اش به واسطه ی دیدن یک اثر خوب عوض شود. ما قرار نیست با اجرای یک تاتر یا ساختن یک فیلم، مسیر زندگی همه مردم جامعه را تغییر دهیم، ما اگر بتوانیم روی یک نفر اثر بگذاریم و آن یک نفر هم بتواند روی یک نفر دیگر تاثیر گذار باشد و همین طور این زنجیره ادامه پیدا کند کم کم جامعه هم درست خواهد شد و فرهنگ مان نیز تغییر خواهد کرد. هر چند که این اتفاق خدا را شکر کم کم در حال رخ دادن است.

سوال دیگرم در مورد خود کار است. انتخاب بازیگرانت را بر چه اساسی انجام می دهی؟ ترجیح می دهی با پیشکسوت ها کار کنی یا با جوان تر ها یا با تلفیقی از هر دو؟ این سوال از آنجایی برایم مطرح شد که سال گذشته با یک گروه کاملا جوان و نوپا، نمایش "امپرسیون جیغ بنفش" را روی صحنه بردی و ...

من در سوال اول فکر کنم جوابت را دادم. ما یک گروه داریم به نام گروه تاتر رها که این گروه 15 عضو دارد. هرموقع بخواهیم کار کنیم قطعأ به سراغ گروه خودمان می رویم. حالا پیش آمده که من در "همان همیشگی" از حسین طبسی عزیز استفاده کنم که هیچ تجربه ی تأتری هم نداشته و در همین کار از رؤیا فخاری استفاده کرده ام که قبلا فقط تماشاگر تاتر بوده. ولی گروه برایم خیلی مهم است. گروه زمانی شکل می گیرد که همه ی اعضا آن دغدغه های مشترک داشته باشند. تفکرات شان نزدیک به هم باشد. حرف همدیگر را بفهمند. بحران و موضوعی حاد بین شان وجود نداشته باشد و در این صورت نتیجه ی کار یکدست خواهد بود و تماشاگر اجرای خوبی خواهد دید. به خاطر همین اعضای گروه رها کسانی هستند که سال ها در انجمن نمایش کنار هم زندگی کرده بودیم و به خوبی همدیگر را می شناختیم و همچنین کسانی مثل صادق ذوقی، محمد رضا هندیزاده، زهرا سادات شعار ، علیرضا لطفی زاده و... که از نسل جدیدتر هستند و در دوره های آموزشی تأتر با من بوده اند الأن در گروه رها هستند و با هم کار می کنیم.

.. و سوال آخر اینکه نظرت درباره ی خانه ی تأتر کاشان چیست و چقدر برای حضورت در کاشان و اجرای  این نمایش به تو انگیزه دادند؟

قبل از هرچیز باید بگویم من از اعضاء هییت موسس خانه ی تاتر کاشان هستم. بنابرین طبیعی است که به این مجموعه علاقه مند و خواستار رشد روزافزون آن باشم. از طرفی اعتقاد دارم اگر هرکدام از ما بچه ها گوشه یی از کار را بگیریم و قدمی برای این مجموعه برداریم در آینده ای نزدیک اتفاقات خوبی برای تاتر این شهر خواهد افتاد. در این چند ماه اخیر اتفاقات خوبی افتاده است. ایجاد دو تماشاخانه ی خصوصی برای کاشان اتفاق خوبی ست. کمتر شهری را سراغ دارم که تماشاخانه ی خصوصی داشته باشند. البته به جز مراکز استان ها. کلاس آموزشی عباس جمالی که در نهایت منجر به اجرای" مرده ماهی ها " شد از اتفاقات خوب سال گذشته بود. به هر حال معتقدم مدیریت مجموعه دارد تلاش می کند و ما هم باید به عنوان اعضای کوچک و بزرگ این خانه گوشه یی از کار را بگیریم تا اتفاقات خوب برای فرهنگ این شهر رقم بخورد. الان بچه هایی که در تهران هستند می توانند از ارتباطات شان استفاده و به این مجموعه کمک کنند.کما اینکه خیام وقار در تجهیز تماشاخانه ی استاد صادقپور به این مجموعه کمک کرده است و یا دیگر دوستان مثل مهدی صفاری نژاد که هر بار با یک بغل کتاب هدیه به کاشان می آید و یا مصطفی شبخوان که می خواهد در  آن جا یک ورک شاپ برگزار کند.

 

 

به کانال کاشان آنلاین در تلگرام بپیوندید

https://telegram.me/kashanonlinechannel

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

مکتب
what's up

                              ثبت نام در خبرنامه

گالری تصویر و چند رسانه ای

آمار بازدید

امروز454
دیروز567
این هفته2102
این ماه12548
جمع کل793255

آی پی شما 54.156.82.247
Unknown ? Unknown