پر بحث ترین
روایت رسول‌زاده از روند مهندسی انتخابات هیئت رئیسه شورای شهر کاشان
رئیس پیشین شورای شهر کاشان در نطق پیش از دستور خود گفت: این که عده‌ای با هر نام و نشان و با حداقل ...
كاشان آنلاين چرا؟
 علی فلاحیان
عیادت آیت الله یثربی از مقام معظم رهبری
آیت الله یثربی با حضور در بیمارستان محل بستری رهبر انقلاب از ایشان عیادت کردند .
هنر شهرستانی
 پیمان گرامی
وظیفه اورژانس اجتماعی چیست؟
به گزارش کاشان آنلاین، با توجه به آغاز به کار اورژانس اجتماعی در کاشان، متن زیر به بررسی وظایف این ...
مسابقه مرگ در مرنجاب: 2 کشته و 3 زخمی + تصاویر
اصابت ماشین جیپ به پژو پارس در جاده مرنجاب دو کشته و سه زخمی بر جا گذاشت. یکی از این حریم‌های خیلی ...
تشكل جديد حاميان احمدي نژاد در كاشان
گفته مي شود كه به تازگي نيروهاي حامي احمدي نژاد در تشكل جديدي گرد هم آمده اند. اين افراد پس از شكست ...
  • نظرسنجی

اگر در انتخابات مجلس در حوزه کاشان و آران وبیدگل شرکت خواهید کرد ترجیحا به کدام نامزد رأی خواهید داد؟

نامزد کاشانی - 47.2%
نامزد غیرکاشانی - 14.1%
تفاوتی ندارد - 38.7%

كل آرا: 566
اين نظرسنجي به پايان رسيده است on: 19 فوریه 2016 - 00:00
یکشنبه, 02 مهر 1396 21:30

محرم، مبدأ حقیقی تاریخ و جلوه‌گاه جدایی خصم دین فروش از انسانیت و حریت

رای دادن به این مورد
(0 آرا)

مهدی سلطانی راد

کاشان آنلاین: مبدأ تاریخ این جاست. 61  سال پس از آن هجرت تاریخ‌ساز، آن هجرت مخفیانه و تاریخی، 61  پس از شبی که رسول به تنگ آمده از سختی و فشار سه ساله‌ی شعب ابی طالب، در تنگنای فراغ ابوطالب و حمزه و خدیجه، بی هیچ یار و یاور زمینی غیر از علی، راه مدینه را در پیش گرفت، شبانه و بی صدا، در سکوت و تاریکی، محمد در محاصره نوادگان امیه، هجرت شبانه، پیغام جبرییل، هجوم قریشیان، شمشیرهای آخته، محمد در مسیر مدینه و علی در بستر پیامبر، غافلگیری مشرکین، هجرت شبانه، از مکه به مدینه، از زادگاهش تا پایتخت حکومتش، شبانه و مخفیانه، محمد میانه راه مکه به مدینه، سوسوی ستاره ها و مشرکان خونخوار در پی او و خدایی که او را به درون غار می خواند، عنکبوتی بر تار و کبوتری آرمیده بر در غار، آنها هم با اویند، کبوتر و عنکبوت، تار و لانه و نوادگان ناامید امیه و رسول امیدوار، از مکه به مدینه، هجرت شبانه. صبح فردا و رسول، رسول و مدینه.. آغاز و مبدأ تاریخ اما بیش از نیم قرن بعد نوشته خواهد شد، نیم قرن بعد از آن هجرت، 61 سال بعد ، مبدأ تاریخ را نه با هجرت رسول که با خجلت کوفیان مهمان نواز و با ریختن خون میهمان باید نوشت ؛

مبدأ تاریخ این جاست، 61 سال پس از استقرار پایتخت محمد در مدینه، 61 سال پس از استقبال اهالی مدینه از محمد، مرکز اسلام ، مدینه ، تثبیت دین واپسین، مبدأ تاریخ را 61 سال بعد نوه‌اش می نویسد، همو که برایش گفت من از اویم و او از من، همو که با حسن سرور جوانان بهشت خواندش، سال 60 هجری، یزید بن معاویه که زن باره است و شراب خوار و امیرالمؤمنین می‌خوانندش! او نیز که تازه بر تخت نشسته می خواهد مبدأ تاریخ بنویسد، یزید این سو و حسین آن سو، پیغام پدرش دم مرگ، معاویه، فرزند ابوسفیان، هنوز در گوشش زنگ می زند، دم مرگ، آخرین دم، نفس های آخر، گرفتن بیعت از حسین، با هر نیرنگ، با هر خدعه ، با هر وسیله، برای تثبیت تاج و تخت. حتی به قیمت کشتن حسین ؛

فرمان یزید به والی مدینه. به ولید، تلاش ناکام، سعی بی فایده، حسین نه حسن است و نه پدرش علی، تاریخ را باید از نو نوشت. با خون، نه با مصالحه و صلح، خون خدا برای تصفیه دین به انحراف کشیده شده جدش می خواهد همه چیز بدهد، همه چیز غیر از صلح، همه چیز غیر از مذاکره، بیعت هرگز، او نه علی است و نه حسن، چرا که امروز نه دوران حسن است و نه روزگار علی. دین به ورطه‌ی انحراف و سقوط افتاده‌ی جدش خون می خواهد، برای احیای دین باید خون داد .. یک سو حسین و آن سو زرپرستان و زورمداران که با دین محمد کسب و کار سکه‌یی برای دنیای‌شان به راه انداخته اند .. تنها پنج وعده نماز و حجی و دیگر هیچ ؛

مبدأ تاریخ این جاست، آخرین روزهای سال 60 هجری، ذی الحجه الحرام ، والی و حکومتیان مکه گمان غلط برده‌اند که شاید حسین نیز در صف حاجیان است، خدعه‌ی نافرجامی برای رنگین کردن کعبه با خون حسین که به هیچ روی اهل مماشات نیست در سر می پرورانند، چه فرصتی بادآورده تر از حج و ازدحام حاجیان به دور کعبه؟ دیوار ساخته به دست ابراهیم و اسماعیل و حجرالأسود خون آلود، رنگین به خون حسین، نواده‌ی رسول را مثلأ می شود در حجی نافرجام از میان برداشت، با دسیسه، با توطئه، اما خبر به والی مکه می رسد که در حج امسال خبری از فرزند علی نیست، او و اهل بیتش هشتم ذی الحجه از مکه خارج گشته اند، برای عراق از کدام سمت مکه باید حرکت کرد؟ راه دور و درازی در پیش است، کاروانی پرستاره، جوانان بنی هاشم، پسران ام البنین، نوزاد شش ماهه، نوجوان سیزده و جوان هجده ساله، همه چیز برای اتمام حجت آماده است. برای جدایی صف ددمنشان از آزادمردان، 72 تن این سو و سی هزار خون‌خوار آن سو، همه چیز برای اتمام حجت آماده است، تشنگی، سر، دست، اسیری، نوزاد تشنه و بی تاب ، عمود آهنین، بدن پاره پاره، خواهر بی برادر، رباب بی تاب، این ها برای جدایی دو صف وسیله اند ..

مبدأ تاریخ این جاست، آخرین سال 60 هجری، دیگر از محمد بن حنفیه هم کاری ساخته نیست. اصرارهای برادر هم چاره نمی کند. دیگر هیچ چیز مانعی بر سر رفتن او از مدینه به عراق نیست. مگر فرمانی از عرش الهی. حجاز و مدینه کجا و عراق کجا؟ از حجاز به عراق، از مدینه به کوفه، آن جا که بزرگان شهر انتظارش را می کشند، برایش صدها بار شتر نامه فرستاده اند. مسلم هم قبل از آن که کوفیان در مسجد آن طور غریبانه تنهایش بگذارند همین را می گفت، قیص بن مسحر صیداوی هم، نامه ها یک چیز می گویند: ای فرزند رسول(ص)، بیا که پایتخت حکومت پدرت منتظر توست. پایتخت حکومت علی(ع)، کوفه، نخلستان، غربت، تنهایی، علی میان نخلستان، علی و چاه های کوفه، شهر بی وفاصفتان، کوفه ..

مبدأ تاریخ این جاست. هنوز تا صدسالگی آیین جدش خیلی مانده اما انحراف و کج رفتاری غاصبان منبر رسول خاتم صبرش را به انتها برده. دین محمد، رسول آخر، آخرین دین و کامل ترین آیین، میراث جدش را در خطر سقوط دیده، باید فدا شد، راه آخر، چاره واپسین، گویا هیچ چیز جز ریختن خونش خواب پیروان غافل جدش را آشفته نمی کند، این همه راه، زن و کودک، تشنگی، سر ، دست، بدن های پاره پاره، سرهای بر نیزه، مبدأ تاریخ این جاست. 61 سال بعد ، نه با هجرت رسول که با خجلت کوفیان مهمان نواز و با ریختن خون نواده‌ی رسول که میهمان کوفیان است ؛ همان ها که هنگام ورود مسلم به مسجد کوفه صدها نفر بودند و آخرین آنها قبل از سلام نماز  تنهایش گذاشت؛

.. و بخشی از مبدأ حقیقی تاریخ را هم فرزند ابی وقاص باید بنویسد و آنهایی که در صفین خون به دل علی کردند. علی که مالک‌اش تا خیمه شیطان فاصله یی نداشت و خدعه عمرو و قرآن‌های بر سر نیزه چونان پتکی بر سر آیین محمد فرو آمد، خدعه عمرو همانا و تولد ابی سعدها و شمرها همان. همان ها امروز روبرویش ایستاده‌اند. جای مهر پینه‌بسته بر پیشانی‌ها و حافظان خط به خط کلمات قرآن این سو و تفسیر حقیقی‌اش آن سو، اما حقیقت قرآن را نمی بینند، حقیقت دین، حقیقت آیین، حقیقت چیزی که در اذانش نام جدش را می برند اما حالا چشم در چشم و رخ در رخ با نواده‌ی او و در مقابلش ایستاده‌اند. چه تقابل نابرابری، لشگری سی هزار نفری و گروهی اندک از اهالی مدینه، تنها چند جوان و نوزاد شش ماهه و نوجوان سیزده و جوان هجده ساله. خارجی اش می خوانند، خارج شده از دین و خروج کرده بر خلیفه المسلمین!

مبدأ تاریخ این جاست. سال 61 هجری، حر بن یزید و سپاهش، راه بسته بر اهل بیت نواده رسول، اسبان تشنه سپاه کوفه و حر بن یزید .. عطش که از سپاه حر رخت بر می بندد، حسین عزم برگشت می کند، از همان راهی که آمده، رو به سوی مدینه، شهر پیامبر، شهر بقیع، آن جا که خاطرات کودکی اش و مدفن ناپیدای مادر را در بر گرفته، 28 صفر، ثقیفه، کوچه، چادر خاکی، سیلی، غلاف شمشیر، بیعت ناگزیر، در سوخته، پهلوی شکسته .. آه که چقدر این شهر برای حسین خاطره دارد .. مدینه، شهر پیغمبر. امیر لشگر کوفه اما راه برگشت را می بندد، مأمور است و معذور، گویا او نیز باید بخشی از سیاهه مبدأ تاریخ را بنویسد، مثل علی اصغر، مثل علی اکبر و قاسم، مانند عباس و زینب و حبیب‌بن‌مظاهر، همانند شمر و عمر سعد. حسین نه راه پیش دارد و نه راه پس. همین جا، نینوا، مبدأ تاریخ این جاست. سال 61 هجری .. ، نه با هجرت رسول که با خجلت کوفیان مهمان نواز و با ریختن خون میهمان ؛ سال کربلا، سال نینوا، سال احیإ دین، سال آزادگی و شرافت، سال محرم ..

 

به کانال کاشان آنلاین در تلگرام بپیوندید:
https://telegram.me/kashanonlinechannel

 

 

 

 

مجموعه های بیشتر: « با جواد ظریف چه کنیم؟

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

مکتب
what's up

                              ثبت نام در خبرنامه

گالری تصویر و چند رسانه ای

آمار بازدید

امروز454
دیروز567
این هفته2102
این ماه12548
جمع کل793255

آی پی شما 54.156.82.247
Unknown ? Unknown